زنده فکری (پیرامون عاشورا و تحریفات آن) (1)
مقدمه:
تاريخچه عاشورا
پيرامون عاشورا و قيام امام حسين (ع) از همان سال 61 هـ ق كساني به عنوان محدث و مؤرخ دست به قلم شدهاند، كتابهائي نوشتهاند و از جوانب مختلف قضاياي اين نهضت را بررسي نمودهاند. گر چه كتبي كه حدوداً تا قرن چهارم و پنجم نوشته شده، جنبه تحليلي تاريخي ندارد و فقط به عنوان حديث، تاريخ را نقل كردهاند اما همين كتابها براي دانشمندان متأخر مرجع قرار گرفته است كه پيرامون مباحث كتب تاريخي در فصل اول اين مقاله بيشتر صحبت خواهيم كرد. تاريخچه عاشورا را ما از دو جنبه بررسي ميكنيم.
الف: سياست روز در آن زمان.
ب: صفات اخلاقي و موقعيت اجتماعي امام حسين (ع) و يزيد بن معاويه.
سياست روز در آن زمان
در دوران علي بن ابيطالب سه جنگ رخ داد، اولي جنگ جمل در سال 36 ق كه بين امير المؤمنين علي (ع) و طلحه و زبير و عايشه اتفاق افتاد و دومي جنگ صفين بين علي بن ابيطالب و معاويه بن ابي سفيان كه در آن جنگ معاويه با نيرنگ عمر بن عاص بن وائل خود را پيروز قلمداد نمود. وقتي مردم از نيرنگ معاويه آگاه شدند دو مرتبه به امير المؤمنين (ع) رجوع كردند و از كار خود اظهار پشيماني نمودند و سومي جنگ نهروان بود که خوارج عليه امير المؤمنين (ع) خروج کردند. وقتي امير المؤمنين به شهادت رسيدند، امام حسن (ع) بعد از شش ماه لشكركشي مجبور به امضاء صلحنامه شدند و اين صلحنامه مدت ده سال تا زمان حيات امام حسن (ع) مورد قبول و مدت ده سال نيز در زمان امام حسين (ع) و معاويه معتبر بود. اما وقتي معاويه در سال 60 هـ ق ميخواست از دنيا برود، از همه مردم براي فرزند خود يزيد بيعت گرفت، بجز از سه نفر
1ـ حسين بن علي (ع)
2ـ عبد الله بن عمر
3ـ عبد الله بن زبير
و در وصيت خود براي يزيد نيز چنين گفت:
« يا بني قد كفيتك الشد و الترحال و وطأت لك الامور و ذللت لك الاعداء و اخضعت لك رقاب العرب، … » (نفس المهموم/61)
« اي فرزندم من براي تو به حد لازم در باره امور حكومتي محكم كاري كردهام و دشمنان را خاضع نمودم و عربها بر ولايت تو گردن نهادند و جمعيت زيادي را براي فرمان برداري تو آماده كردم، مردم حجاز و عراق همه پيرو تو هستند و هر دستور مشكلي را صادر كني با كمال فروتني ميپذيرند. من براي حكومت تو صد هزار شمشيرزن آماده كردم.
در باره حكومت تو از هيچ كس خوفي ندارم بجز از حسين بن علي و عبد الله بن عمر و عبد الله بن زبير. مبادا به فكر بيعت گرفتن از آنها بشوي. زيرا حسين بن علي فرديست ملائم الطبع و با اخلاقي نيك كه همه اهل عراق دنبال وي هستند، او انساني با رحم است و حق بزرگي دارد و قرابت با پيامبر اسلام (ص) از آن اوست. و اما عبد الله بن عمر پيرو نظر اطرافيان خود است و از خودش همتي ندارد مگر علاقه به زنان و كارهاي لهو. و اما عبد الله بن زبير كه شجاعت شير و مكر روبا را دارد، بايد گفت كه به وي فرصت بده و هر گاه وقت كار و زار رسيد به حساب او برس و او را مطيع خود گردان. »
اما يزيد به هيچ يك از وصاياي پدر خود عمل نكرد. زيرا بعد از وفات پدرش، براي امام حسين (ع) نامه نوشت و از ايشان طلب بيعت براي خود كرد. تا در سال 61 هـ ق قضيه عاشورا اتفاق افتاد و عاشوراي حسيني براي يزيد اجازه نداد تا وي به همه مقاصد شوم خود برسد.
اينكه امام حسن و امام حسين (ع) با معاويه بيعت كردند و دست به قيام نزدند به علت اين بود كه معاويه داراي چند ويژگي و خصلت بود كه هيچ يك از اين ويژگيها را يزيد نداشت.
1ـ معاويه به عنوان كاتب وحي پيامبر شهرت داشت.
2ـ از خود در باره پايهبندي به مسائل شرعي تقدسي نشان ميداد كه مردم جاهل شام اين گونه تقدسات را ميپذيرفتند و ستايش ميكردند. مثلاً چون قرار بود روز جمعه به مسافرت برود، لذا نماز جمعه را در روز چهارشنبه خواند تا به ثواب نماز جمعه دست پيدا كند.
3ـ وي از صحابي پيامبر بود و نزد شاميان صحابي بودن يك فضيلت بزرگ به شمار ميرفت.
4ـ براي رأساي قبائل هداياي زيادي ميفرستاد تا از وي راضي باشند و در مقابل كارهاي نادرستش دست به قيام نزنند.
5ـ به مدت 40 سال بر مردم شام حكومت ميكرد و پايههاي حكومتي خود را بسيار محكم نموده بود.
6ـ چون معاويه برادر خانم پيامبر اسلام (ص) بود بر خود لقب «خال المؤمنين» داده و اين لقب براي مردم شام بسيار با ارزش بود.
7ـ دين را براي شاميان آنگونه كه ميخواست تعريف كرده بود. مردم شام از واقعيت زندگي پيامبر و حقيقت اسلام چيزي نميدانستند جز آنچه معاويه و اطرافيانش نقل ميكردند و نماد اسلام نزد اهل شام، معاويه بود. و معاويه اصحاب با معرفت پيامبر را به شام راه نميداد كه مبادا مردم چهره واقعي وي را بشناسند. فقط به مدتي كوتاه عثمان بن عفان، ابوذر غفاري را از مدينه به شام نزد معاويه تبعيد كرد، وي به همان مدت كوتاه مانند خاري بر چشم معاويه شد به حدي كه معاويه از وي به ستوه آمد و دو باره ابوذر را به مدينه فرستاد آن هم با وضعي بسيار رقت بار.
نكته: اساساً حكومت معاويه بر سه اصل اغفال، تطميع و تهديد استوار بود.
8 ـ به اضافه اين مطالب، معاويه فردي مكار را همچون عمرو بن عاص داشت كه زيادي از برنامهها را او طراحي ميكرد. مثلاً بر نيزه كردن صفحات قرآن در جنگ صفين كه نهايهً هم بر پيروزي ظاهري معاويه ختم شد، نظر او بود. عمرو عاص آن قدر مكار بود كه معاويه براي فرزندش يزيد چنين وصيت ميكند: « اي فرزندم بعد از من عمرو عاص را بكش. زيرا فقط من بودم كه ميتوانستم جلو مكر او را بگيرم تا خيال حكومت بر سر وي بچرخد، اما تو نميتواني با او كنار بيائي، گرچه به تو بيعت كرده است اما حكومت تو از مكر او در امان نيست.»
ولي يزيد فردي بود كه حتي ظاهر زندگي خود را نيز اسلامي جلوه نميداد و حقيقتاً آنچه در ذهن و فكرش از بيبندوباري بود عمل ميكرد. مثلاً كارهاي از قبيل شراب خواري، بوزينه بازي، قضا شدن نماز، … و از وي اشعاري نيز نقل شده كه اعتقاد وي را ميرساند.
مانند:
لعبت هاشم بالملك فلا خبر جاء و لا وحي نزل
در زمان يزيد سه اتفاق بسيار مهم رخ داد كه كاملاً احساسات مردمي جريحهدار شد به حدي كه مخلصترين افراد به يزيد، عليه وي حرف ميزدند.
1ـ به شهادت رساندن فرزندان رسول خدا در كربلا.
2ـ حمله كردن به مردم مدينه و به تاراج بردن اموال و ناموسشان.
3ـ حمله به شهر مقدس مكه و محل نزول وحي الهي و سوزاندن پرده كعبه.
توضيحي مفصل از دو كار آخري يزيد در فصل دوم خواهد آمد. إن شاء الله
صفات اخلاقي و موقعيت اجتماعي حضرت امام حسين (ع) و يزيد
در باره امام حسين (ع) آنچه در روايات اهل سنت و شيعه داريم و در تفاسير نيز اشاره شده، اين ويژگيهاست:
1ـ حسين (ع) نوه پيامبر اسلام و پاره تن اوست.
2ـ حسن و حسين (ع) سرور جوانان اهل بهشتند. (الفقيه/ج4/420)
3ـ هر دو برادر امام و رهبر هستند چه قيام كنند و چه قيام نكنند. (بحار/ج23/70)
4ـ در شأن نزول بعضي از آيات امام حسين (ع) نقش داشتند.
مانند:
الف: آيه مباهله. /آل عمران/61
ب: آيه تطهير. /احزاب/33
5ـ حسين بزرگ شده خانه وحي است و در مدينه كه محل زندگي پيامبر اسلام و اصحاب پيامبر بوده، رشد و نمو كردهاند.
6ـ امام حسين (ع) از طرف پدر و مادر به افرادي ميرسند كه به صفاتي نيك، اخلاقي پسنديده و شهرت در صداقت، زبان زد خاص و عام بودند و هميشه مورد حسادت بعضي از افراد قرار ميگرفتند. لذا حسين اين روحيات و صفات را ميتواند از نياكان خود به ارث ببرد.
7ـ چنانچه از وصيت معاويه بدست ميآيد اينكه امام حسين (ع) در اخلاق و نرم خوئي شهرت داشته و به علت همين رفتار نيك حضرت، مردم به ايشان بسيار علاقمند بودند.
آنچه از يريد بن معاويه ميدانيم اينكه:
1ـ تاريخ از ياد نياكان يزيد و كارها و صفات اخلاقي و رذائل دروني آنها شرمسار است. معاويه عليه خليفه مسلمين علي بن ابيطالب (ع) بر خواست و ابوسفيان مدتها كافر بود و در مقابل پيامبر گرامي اسلام قرار داشت و اسلام آوردن وي نيز از روي ناچاري در فتح مكه صورت گرفت و همسر ابوسفيان كه مادر بزرگ يزيد ميشود در جنگ احد به زن جگر خوار معروف شد نام وي هند بود و تا آخر عمر به وي هند جگر خوار ميگفتند و در زيارت عاشورا نيز به همين لقب ياد شده است. (اللهم إن هذا يوم تبركت به بنو أميه و ابن آكلة الاكباد، اللعين بن اللعين)
و نهايهً شخص أميه از نياكان يزيد كه برادر هاشم بود، نسبت به برادر خود حسادت خاصي داشت. زيرا هاشم به سخاوت، شجاعت، پردهداري كعبه و سقايت حاج شهرت داشت.
2ـ يزيد جواني سادلوح و عياش بود و اصلاً نيرنگهاي پدر خود معاويه را نداشت. و از موقعيت اجتماعي وي هم خبري نبود.
ادامه دارد
اینجانب احمد رضوی دانشجوی کارشناسی ارشد رشته علوم قرآن و معارف حدیث در دانشگاه بين المللي مصطفي (جامعة المصطفی العالمیة) نمایندگی مشهد مقدس نویسنده و صاحب امتیاز وبلاگ هستم.