روايات حضرت فاطمه زهرا(سلام الله عليها)

1. يَا أباالحسن، إنـِّي لَأستَحيِي مِن إلهي أن اُكَلـِّفَ نَفسَك ما لاتَقدِر عَليه؛ اي اباالحسن [علي بن أبيطالب] من از پروردگارِ خود حياء مي‌كنم چيزي را از تو درخواست نمايم كه تو بر آن توان و قدرت نداري. (نهج الحياة(فرهنگ سخنان فاطمه(س)) ، حديث1 ، ص16)

2. مَن أصعَدَ إلي الله خَالِصَ عِبادَتِهِ، أهبَطَ الله عَزّوجَلّ إليه أفضَلَ مَصلَحَتِهِ؛ كسي كه عبادت‌هاي خالصانة خود را به سوي خدا فرستد، پروردگارِ بزرگ، برترين مصلحت او را به سويش فرو خواهد فرستاد. (نهج الحياة(فرهنگ سخنان فاطمه(س)) ، حديث6 ، ص23)

3. فِي المَائِدَةِ إثنَتَاعَشَرَةَ خَصلَةً يَجِبُ عَلي كُلِّ مُسلِمٍ أن يَعرِفَهَا: أربَعٌ فِيهَا فَرضٌ، و أربَعٌ فِيهَا سُنـَّةٌ، و أربَعٌ فِيهَا تَأدِيبٌ؛ فَأمَّا الفَرضُ فَالمَعرِفَةُ، وَالرِّضَا، وَالتَّسمِيَةُ، وَالشُّكرُ؛ فَأمّا السُّنـَّةُ فَالوُضُوء قَبلَ الطَّعامِ، الجُلُوس عَلي الجَانِبِ الأيسَرِ، وَالأكلُ بِثَلاثِ أصَابِعَ؛ فَأمّا التَّأدِيبُ فَالأكلُ بِمَا يَلِيكَ، و تَصغِيرُ اللُّقمَةِ، وَالمَضغُ الشَّدِيدُ، و قِلَّةُ النَّظَرِ فِي وُجُوهِ النَّاسِ؛ در [سرِ] سفرة [غذا] دوازده [كارِ] نيك وجود دارد كه سزاوار است، هر مسلماني آنها را بشناسد: چهار مورد واجب، و چهار مورد مستحب، و چهار مورد نشانة أدب [و بزرگواري] است: پس اما چهار عمل واجب: شناخت و معرفت پروردگار (بدانيم كه نعمت‌ها از اوست)، راضي به نعمت‌هاي خدا بودن، گفتن «بسم الله الرحمن الرحيم» در آغاز غذا، و سپاسگزاري خدا در پايان (گفتن «الحمد لله رب العالمين»). پس اما چهار عمل مستحب عبارتند از: وضو گرفتن قبل از غذا، در حال نشسته غذا خوردن، نشستن به جانب چپ، غذا خوردن با سه انگشت. پس آن چهار عملي كه نشانة ادب و بزرگواري است مانند: از غذاي پيش روي برداشتن، لقمه‌ها را كوچك برداشتن، غذا را به خوبي جويدن، كمتر در صورت ديگران نگاه كردن. (نهج الحياة(فرهنگ سخنان فاطمه(س)) ، حديث30 ، ص55)

4. وَ مَعَنا كِتابُ الله النَّاطِقُ، وَالقُرآنُ الصَّادِقُ، وَالنُّورُ السَّاطِعُ، وَالضِّياءُ اللَّامِعُ، بَيـِّنَةٌ بَصَائِرُهُ، مُنكَشِفَةٌ سَرائِرُهُ، مُتَجَلـِّيَةٌ ظَواهِرُهُ، مُغتَبَطَةٌ بِهِ أشيَاعُهُ، قَائِدٌ إلي الرِّضوانِ إتـِّبَاعُهُ، مُؤَدٍّ إلي النَّجاةِ استِمَاعُهُ، بِهِ تُنالُ حُجَجُ اللهِ المُنَوَّرَةُ، و عَزائِمُهُ المُفَسَّرَةُ، و مَحارِمُهُ المُحَذَّرَةُ، و بَيـِّنَاتُهُ الجَالِيَةُ، و بَراهِينُهُ الكَافِيَةُ، و فَضَائِلُهُ المَندُوبَةُ، و رُخَصُهُ المَوهُوبَةُ، و شَرائِعُهُ المَكتُوبَةُ؛ كتابِ ناطقِ خدا با ما [اهل بيت] است، قرآنِ راستگو، نورِ فروزان، و شعاعِ درخشان، كه بيان و استدلال‌هاي آن روش، و اَسرار و باطن آن آشكار است، ظاهرِ آن جلوه‌گر، و پيروان آن زبانزد جهانيانند. پيروي قرآن، انسان را به بهشت مي‌كشاند، سخن شَنَوي از آن، به نجات مي‌انجامد، به وسيلة قرآن به حجّت‌هاي نوراني خدا، و به واجبات تفسير شده، و به محرّمات نهي شده، و به استدلال‌هاي جلوه‌گر، و به براهين كامل هدايتگر، و به فضائل پسنديده، و به مستحبّات بخشوده، و به قوانين و آيين واجب شدة پروردگار، مي‌توان راه يافت. (نهج الحياة(فرهنگ سخنان فاطمه(س)) ، حديث57 ، شمارة 5 ، ص104)

5. خَيرٌ لِلنِّساءِ أن لايَرَينَ الرِّجالَ و لايَراهُنَّ الرِّجالُ؛ آنچه براي زنان نيكوست، اينكه [بدون ضرورت] مردانِ نامحرم را نبينند و نامحرمان نيز او را ننگرند. (نهج الحياة(فرهنگ سخنان فاطمه(س)) ، حديث87 ، ص172)

روایات پیامبر و امیرالمؤمنین علی(علیهماالسلام)

پيامبر گرامي اسلام(ص) :

1. آفةُ الشُّجاعة البَغي، و آفةُ الحَسَب الإفتخار، و آفةُ السَّماحة المَنُّ، و آفةُ الجمال الخَيلاء، و آفةُ الحديث الكَذِب، و آفةُ العِلْم النِّسيان، و آفةُ الحِلْم السَّفَه، و آفةُ الجُود السَّرَف، و آفةُ الدِّين الهَوي؛ سركشي آفت شجاعت، تفاخر آفت شرافت، منّت آفت سماحت، خودپسندي آفت جمال، دروغ آفت سخن، فراموشي آفت دانش، سفاهت آفت بردباري، اسراف آفت بخشش و هوس آفت دين است. (نهج الفصاحه، حرف الف)

2. إبنَ آدم، أطِعْ ربَّك تُسَمَّي عاقلاً و لاتَعصِه فَتُسَمَّي جاهلاً؛ [اي] فرزند آدم، پروردگار خويش را فرمان بردار باش تا تو را خردمند خوانند، و از فرمان وي بيرون مباش كه تو را نادان شمارند. (نهج الفصاحه، حرف الف)

3. إتَّقِ اللهَ فِي عُسْرِك و يُسْرِك؛ در سختي و راحتي (گشايش) از خدا بترس. (نهج الفصاحه، حرف الف)

4. إجْتَنِبُوا التَّكبُّر فَإنَّ العبدَ لايَزالُ يَتَكَبَّر حتَّي يَقولَ اللهُ تَعالي أكتُبُوا عَبدِي هَذا فِي الْجَبَّارِينَ؛ از تكبُّر بپرهيزيد؛ زيرا همين كه بنده‌اي به تكبُّر خو گرفت، خداوند متعال مي‌فرمايد: اين بنده را در شمار گردن كشان بشمار آريد. (نهج الفصاحه، حرف الف)

5. أحَبُّ الأعمالِ إلي الله أدْوَمُها و إن قَلَّ؛ محبوبترين كارها پيش خداوند كاري است كه دوام آن بيشتر است گرچه اندك باشد. (نهج الفصاحه، حرف الف)

 

اميرالمؤمنين علي(ع) :

1. الْعِلْمُ وِراثَةٌ كَرِيمَةٌ، وَ الآدَابُ حُلَلٌ مُجَدَّدَةٌ، وَ الْفِكْرُ مِرْآةٌ صَافِيَةٌ؛ دانش، ميراثى گرانبها، و آداب، زيورهاى هميشه تازه، و انديشه، آيينه‏اى شفّاف است. (نهج البلاغه، حكمت 5)

2. صَدْرُ الْعَاقِلِ صُنْدُوقُ سِرِّهِ، وَ الْبَشَاشَةُ حِبَالَةُ الْمَوَدَّةِ، وَ الإحْتِمَالُ قَبْرُ الْعُيُوبِ‏؛ سينه خردمند صندوق راز اوست، و خوشرويى وسيله دوست‌يابى، و شکيبايى، گورستان پوشاننده عيب‌هاست. (نهج البلاغه، حكمت 6)

3. إذا قَدَرْتَ عَلَى عَدُوِّكَ، فَاجْعَلِ الْعَفْوَ عَنْهُ شُكْراً لِلْقُدْرَةِ عَلَيْهِ؛ اگر بر دشمنت دست يافتى [و پيروز شدي] ، بخشيدن او را شکرانة پيروزى قرار ده. (نهج البلاغه، حكمت 11)

4. أعْجَزُ النَّاسِ مَنْ عَجَزَ عَنِ اكْتِسَابِ الإخْوَانِ، و أعْجَزُ مِنْهُ مَنْ ضَيَّعَ مَنْ ظَفِرَ بِهِ مِنْهُمْ؛ ناتوان‌ترين مردم کسى است که در دوست‌يابى ناتوان است، و از او ناتوان‌تر آن كس که دوستان خود را از دست بدهد. (نهج البلاغه، حكمت 12)

5. قُرِنَتِ الْهَيْبَةُ بِالْخَيْبَةِ و الْحَيَاءُ بِالْحِرْمَانِ، وَ الْفُرْصَةُ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ فَانْتَهِزُوا فُرَصَ الْخَيْرِ؛ ترس با نااميدى، و شرم با محروميّت همراه است، و فرصتها چون ابرها مى‏گذرند، پس فرصتهاى نيک را غنيمت شماريد. (نهج البلاغه، حكمت 21)