رجعت (1)
مقدمه
«رجعت» يكي از اصول اعتقادي شيعه است. بر اساس اين اعتقاد پيش از برپائي قيامت، گروهي از مؤمنان پاك سرشت و كافران زشت طينت پس از مرگ، زنده شده و بار ديگر به دنيا بر ميگردند تا سرانجام اعمال نيك و بد خود را دريابند و حاكميت نهائي دولت حق را مشاهده كنند.
مدخل
رجعت در لغت:
1ـ راغب/ مفردات: رجوع = بازگشت به مرحلة قبل كه در آن قرار داشته، مراد از مرحله: زمان، مكان و يا مطلق زندگي است.
2ـ التحقيق/ مصطفوي: الف: مقاييس اللغه: رجع = دلالت بر رد و تكرار دارد و همان بازگشت است. ب: مصباح اللغه: رجع = نقيض ذهب ميباشد و متعدي بنفسه است.
نتيجه: رجعت يك معناي اصلي دارد و آن بازگشت به مرحلة قبل است از حيث مكان، صفت، حالت، عمل و يا قول و گفتار. و اما فرق بين توبه، انابه، مصير عود، اوب و رجعت:
توبه: رجوع از گناه است همراه پشيماني.
انابه: رجوع به طاعت و نيكي هاست.
مصير: رجوع به نقيض، مرحلة قبل.
عود: رجوع بعد از انصراف است.
اوب: رجوع به آخرين نقطه و مرحله.
رجعت: رجعت از همة اين موارد اعم است يعني شامل همة اين مراحل ميشود.
رجعت در اصطلاح:
رجعت در كلام بزرگان شيعه بيان شده است كه ما به ذكر چند نمونه بسنده ميكنيم.
1ـ محدث گرانقدر شيعي شيخ حر عاملي مينويسد:
«مراد از رجعت در نزد ما همانا زندگي بعد از مرگ و پيش از قيامت است، و همين معني است كه از لفظ رجعت به ذهن خطور ميكند و دانشمندان بر آن تصريح كردهاند.»[1]
2ـ استاد عالي قدر شيخ مفيد ميفرمايند:
«خداوند شماري از امت محمد(ص) را بعد از مرگشان و پيش از برپايي قيامت بر ميانگيزد، و اين از اختصاصات مذهب آل محمد ميباشد و قرآن بر درستي آن گواهي ميدهد.»[2]
3ـ در قرن چهارم سيد مرتضي علم الهدي در بارة رجعت مينويسد:
«عقيدة شيعه اماميه چنين است كه خداي متعال به هنگام ظهور امام زمان گروهي از شيعيان را كه پيش از قيام آن حضرت از دنيا رفتهاند، به دنيا باز ميگرداند تا پاداش ياوري و همراهي و درك حكومت آن وجود مقدس نائل آيند، و نيز برخي از دشنمان حضرت را زنده ميكند تا از ايشان انتقام گيرند. بدين ترتيب كه آشكاري حق و بلندي مرتبت پيروان حق را بنگرند و اندوهگين شوند.»[3]
4ـ علامة مجلسي بعد از نقل روايات فراوان و اقوال علماء در بارة رجعت، مينويسد:
«از ديدگاه ما شيعيان رجعت به گروهي از مؤمنان راستين و كافران فرو رفته در گرداب كفر و الحاد اختصاص دارد و كسي غير از اين دو گروه به دنيا باز نخواهند گشت.»[4]
از اين بيانات و با توجه به احاديثي كه در كتب معتبر شيعه گردآوري شده به روشني بر ميآيد كه شيعيان رجعت را منحصر به بازگشت گروهي از مؤمنان و كافران ميدانند و بس. و همين معناي اصطلاحي رجعت خواهد بود.
معني اصطلاحي رجعت در قرآن:
در قرآن آياتي نازل شده كه دلالت بر قيام قيامت دارد و اما رواياتي كه در ذيل آن آيات ذكر شده ميرساند كه ميشود آن آيات را ارتباط به رجعت اصطلاحي داد. رواياتي كه بعداً در بارة رجعت بيان ميشود اكثر آنها در تفسير همين آيات از زبان معصومين(عليهم السلام) بيان شده است. حدود هفتاد مورد آيه در بارة رجعت وجود دارد كه به خاطر اختصار به چهار مورد آن اشاره ميكنيم.
1ـ «و حرام علي قرية أهلكناها أنهم لايرجعون»[5]
«حرام است بر شهرها و آباديهائي كه (بر اثر گناه) نابودشان كرديم (كه باز گردند) ، آنها هرگز باز نخواهند گشت.»
از آيه استفاده ميشود اهل آن قريه به علت نافرماني، هلاك شدهاند و خداوند ميفرمايد: آنها رجعت نخواهند كرد. مراد از رجوع در آيه، رجوع در دنياست، زيرا در آخرت همه افراد مبعوث خواهند شد ولي در دنيا اهل آن قريه رجعت نخواهند كرد تا اشتباههاي قبل خود را جبران كنند.
2ـ «و اذا وقع القول عليهم اخرجنا لهم دابه من الارض تكلمهم ان تسمع الا من يؤمن بآياتنا فهم مسلمون، و يوم نحشر من كل امه فوجاً ممن يكذب بآياتنا فهم يوزعون»[6]
«هنگامي كه فرمان عذاب آنها رسد (و در آستانة رستاخيز قرار گيرند) جنبندهاي را از زمين براي آنها خارج ميكنيم كه با آنها تكلم ميكند و ميگويد: مردم به آيات ما ايمان نميآوردند، به خاطر بياور روزي را كه ما از هر امتي گروهي را از كساني كه آيات ما را تكذيب ميكردند محشور ميكنيم آنها را نگه ميداريم تا به يكديگر ملحق شوند.»
اين آيه مشهورترين آيه رجعت است كه به تنهائي بر رجعت دلالت دارد. چرا كه ظاهر آيه به خوبي بيانگر اين مطلب است كه اين حشر گروهي از هر امتي غير از حشر در روز قيامت است. زيرا حشر آية فوق حشر همگاني نيست، در حالي كه حشر روز قيامت شامل همة انسانها ميگردد.
علاوه بر دلالت روشن خود آيه بر رجعت، احاديث فراواني در ذيل اين آية كريمه از اهل بيت(ع) وارد شده و ايشان آيه مذكور را بر رجعت منطبق دانستهاند.
3ـ «انا لننصر رسلنا و الذين آمنوا في الحيوة الدنيا و يوم يقوم الاشهاد»[7]
«ما به طور مسلم رسولان خود، و كساني را كه ايمان آوردهاند، در زندگي دنيا و روزي كه گواهان به پا ميخيزند، ياري ميدهيم.»
آيه فوق خاطرنشان ميسازد كه وعدة الهي بر آن تعلق گرفته است كه همه انبياء و مؤمنين را در همين دنيا ياري خواهد كرد. چنانكه از ظاهر آيه بر داشت ميشود اين نصرت و ياري انبياء و مؤمنان به صورت گروهي و دسته جمعي صورت خواهد پذيرفت و نه جدا از يكديگر و از آنجا كه چنين نصرتي در گذشته اتفاق نيفتاده پس قطعا در آينده به وقوع خواهد پيوست. چرا كه وعدة الهي تخلف ناپذير است. و از طرفي چون همه پيامبران (به جز حضرت عيسي و خضر) و مؤمنان بسياري از دنيا ياري نشدهاند به مقتضاي آيه فوق بايستي آنها زنده شوند تا در همين دنيا ياري شوند، به خصوص كه لفظ نصرت در مواردي بكار ميرود كه دو گروه مشغول مخاصمه باشند و بعد شخصي يا گروهي يكي از طرفهاي مخاصمه را كمك كند تا بر طرف مقابل چيره شود و طبيعي است كه چنين معنائي با رجعت سازگاري دارد. و در ذيل اين آيه رواياتي از جانب ائمه نيز دال بر رجعت اصطلاحي وارد شده است.
4ـ «و ما ارسلناك الا كافه للناس بشيرا و نذيرا و لكن اكثر الناس لايعلمون»[8]
«ما تو را جز براي همه مردم نفرستاديم تا (آنها را به پاداشهاي الهي) بشارت دهي و (از عذاب او) بترساني، ولي اكثر مردم نميدانند.»
همان گونه كه از جهت اعتقادي روشن است نبوت پيامبر اسلام عموميت داشته و شامل همه عصرها و نسلها ميشود، اما تحقق عيني اين بعثت و رسيدن پيام دعوت حضرت به همه مردم جهان هنوز محقق نشده است. بر طبق مفاد برخي از روايات اين دعوت در روز رجعت عينيت خواهد يافت.
ادامه دارد
[1] الايقاظ من الهجعه في البرهان علي الرجعه، باب دوم
[2] بحار/53/136
[3] بحار/53/138
[4] همان
[5] انبياء/95
[6] نمل 82/83
[7] غافر/51
[8] سبأ/28
اینجانب احمد رضوی دانشجوی کارشناسی ارشد رشته علوم قرآن و معارف حدیث در دانشگاه بين المللي مصطفي (جامعة المصطفی العالمیة) نمایندگی مشهد مقدس نویسنده و صاحب امتیاز وبلاگ هستم.