اين سحر بود و هواي لطفِ رحمان بر سرم 

هـم نـسيـمِ رحـمتِ آيـاتِ قـرآن بر سرم

در فضـا نـورِ مـلائـك ديـدم و عرش خدا 

بـوده هـر دم سـايـة اِعجـازِ فرقـان بر سرم

26/09/1389

------------------

علـم و حكمت، نور و رحـمت را خدا آورده است 

هـم شفـابـخش و كـتـابِ رهنـما آورده است

ايــن كتــاب، از جــانب پيـغمبــرِ اُمّي رسيد 

هـم فرودش بوده يكـجا، هـم جدا آورده است

شب عاشوراي حسيني 25/09/1389

---------------------

قرن‌ها در قـافِ قرآن، غرق شد 

راهِ حـق از راهِ باطـل، فرق شد

آتشي افـكنـد در قلبِ سليـم 

نورِ حق در خانه‌ها چون برق شد

03/10/1389، «قـ»رن‌ها، «ر»اهِ حق، «آ»تشي، «نـ»ورِ حق = قرآن

---------------------

بـشنـو از آلِ نـبـي و صـادق حـق و وفـا 

چار چيز است درك و فهم از جمله آياتِ خدا

عبارات از عـوام است و اشارات از خـواص 

آن لطـائـف اوليـاء و اين حقـائـق انبيـا

05/10/1389

--------------------

در كتابِ آسماني، لحـظه‌ها انديشه كن 

يا تلاوت كردنِ آياتِ حق را پيشه كن

بـا تدبّـر، آيتـي را گـر قـرائت مي‌كني 

بـهـرة وافر نصيبت مي‌شود، انگيزه كن

شب عاشوراي حسيني 25/09/1389