المُوضِح عن جهة إعجاز القرآن (کتاب الصرفة)

علی بن حسین موسوی معروف به (شریف مرتضی 355 ـ 436هـ)، تحقیق محمدرضا انصاری قمی.

توضیحات:

1) کتاب با یک مقدمه از طرف مجمع مباحث اسلامی (کلام و فلسفه) شروع می‌شود؛

2) و بعد (مراجع مقدمه) یعنی کتاب‌هایی که محقق کتاب در مطالب مقدمة خود از آنها استفاده کرده است (22 منبع)؛

3) و بعد (تقدیم) یعنی مطالبی از قبیل: 1. زندگی‌نامه شریف مرتضی، 2. معجزه بودن قرآن، 3. توضیح مذهب (صرفه) ، 4. بیان حقیقت اعتقاد شریف مرتضی دربارة قول به صرفه، 5. معرفی اصل کتاب، 6. انتساب کتاب به مؤلف آن، 7. فصول و ابواب کتاب.

 

نکته: مطالب کتاب به صورت ناقص شروع می‌شود به این معنا که تعدادی از صفحات اول کتاب به دست ما نرسیده است.

1ـ کتاب با توضیحاتی دربارة (مذهب صرفه) شروع می‌شود؛ ص1 ـ 75.

2ـ ردّ اعتقاد گروهی از معتزله؛ ص76 ـ 94.

3ـ لازمة قول مخالفین به صرفه، چیست؟؛ ص95 ـ 153.

4ـ تعریض و نقد قول قاضی عبدالجبّار در کتاب (المغنی) اش؛ ص166 ـ 250.

5ـ دو مسأله دربارة ردّ شبهات قول به صرفه؛ ص251 ـ 260.

6ـ بیان چهار فصل دربارة تحدّی قرآن و عذر و عجز مردم؛ ص261 تا آخر کتاب.

 

حقیقت مذهب صرفه:

صرفه، ردّ عزیمت است، عزم و ارادة مردم را منصرف کردن.

صرفه نزد متکلمان: خداوند متعال سلب کرده است انگیزة مردم را از معارضه با قرآن گرچه اگر سلب اراده نمی‌شدند، می‌توانستند با قرآن معارضه کنند.

اعتقاد شریف مرتضی: اگر بخواهیم به صورت دقیق اعتقاد شریف مرتضی را بدست آوریم، باید همة آثار و کتب وی در نظر بگیریم تا با تمام جوانب نظر وی آشنا شویم؛ مثلاً کتاب "جُمَل العِلم والعَمل"(که مجموعه رسالات وی است) ، و کتاب "الذخیرة" و کتاب "الموضِح عن جهة إعجاز القرآن (الصرفة)" در این سه کتاب به صورت مفصّل بحث اعجاز قرآن را دارد. قول بصرفه با این توضیح که:

1. نصّ قرآن معجزه است که باعث صدق ادّعای پیامبر می‌باشد.

2. فصاحت قرآن، خارق العادّه است.

3. قرآن دارای نظمی اختصاصی است که با دیگر کتاب‌ها متفاوت است، تحدّی قرآن فقط مربوط به نظم قرآن نمی‌باشد بلکه ابتدا تحدّی با فصاحت است بعد با نظم آن.

4. تحدّی با عُرف مردم واقع شده است که از هیچ کتاب یا نویسنده‌ای سابقه نداشته است.

5. مراد از فصاحت، همان چیزی است که عُرف عرب آن زمان می‌دانستند و با زوایای فصاحت در شعر و نثر آشنا بودند.

6. تحدّی، به چیزی که مردم آن را ندانند تعلّق نمی‌گیرد، نسبت به قرآن حدّ اقل سه آیه از شش هزار آیه مورد تحدّی قرار گرفته، برای عرب آنقدر سخت نبود تا سه آیه مثل قرآن بیاورد.

7. لذا خداوند اراده و فکر مردم را از آوردن مثل قرآن و معارضة با آن را منصرف کرده است.

8. هنگامی که از معارضه منصرف می‌شدند، شاکلة نظم، فصاحت و بلاغت قرآن را از دیگر آثار اعمّ از شعر، خطابه و... جدا می‌دانستند.

9. اگر گفته شود: منصرف کردن اراده‌ها، اعجازی برای قرآن نیست؛ ما می‌گوییم: بهترین اعجاز همین است که مردم بتوانند مثل قرآن بیاورند اما از آوردن مثل آن منصرف شوند.

10. حقیقتاً قرآن، عَلَم است برای صدق پیامبر اسلام، پس تحدّی قرآن و اعراض عرب از آوردن مثل آن، دلالت می‌کند قرآن معجزه است.

11. اگر گفته شود: قول بصرفه مخالف اجماع علماست، می‌گوییم: اجماع بر ردّ صرفه صورت نگرفته است؛ زیرا افرادی مانند نظّام، عبّاد بن سلیمان، هِشام بن عمرو الفُوطیّ و تعدادی دیگر قائل به صرفه‌اند.

 

نکته: برای ردّ صرفه گفته‌اند: قول بصرفه، منجر به سلب اختیار و قدرت از انسان، و در نتیجه قائل به جبر می‌شود. مخالفان قول بصرفه از متقدّمان: باقلانی، قاضی عبدالجبّار، عبدالقاهر جرجانی و تفتازانی است؛ و از متأخران: سید هبة الدین شهرستانی، شیخ محمد حسین کاشف الغطاء، مصطفی صادق رافعی، محامی توفیق فُکَیکیّ و علاّمه طباطبایی می‌باشند.

 

نکته: نسبت کتاب بسوی مؤلفش:

بدون شکّ شریف مرتضی کتاب با نام "المُوضِح عن جهة إعجاز القرآن" با اسم اختصاری "کتاب الصرفة" داشته است. شیخ طوسی ـ که از شاگردان مرتضی است ـ در فهرستش می‌نویسد: "له کتاب الصرفة"؛ و نجاشی در رجالش می‌نویسد: کتاب "الموضح عن جهة إعجاز القرآن" و هو الکتاب المعروف "بالصرفة"؛ و شیخ آقابزرگ تهرانی در کتاب "الذریعه" می‌نویسد: "کتاب الصرفه" الموسوم بـ "الموضح عن جهة إعجاز القرآن" للسید المرتضی؛ و خودِ سید مرتضی نیز در کتاب "جُمَل العِلم والعَمل" بارها از کتاب "الموضح" یاد کرده است.