معرفی تفسیر ابوالفتوح و فخر رازی
معرفی تفسیر ابوالفتوح و فخر رازی/ احمد رضوی
مقدمه:
برای هر محقّق و پژوهشگر لازم است قبل از تحقیق و پژوهش، نسبت به منابع تحقیقش آگاهی کسب کند. برای کسی که میخواهد کار تفسیری انجام دهد، ضرور به نظر میرسد که باید از تفاسیر ـ گرچه به صورت اجمال ـ آگاهی داشته باشد. به ویژه تفاسیری که مطالب تفسیریشان ناظر به مطالب تفسیر دیگری است که قبلاً نوشته شده است، و یا تفاسیری که صاحبانش از جهت مذهب و روش با یکدیگر متفاوتاند؛ مثلاً تفسیر ابوالفتوح رازی و تفسیر فخررازی که از جهت مذهب و اعتقاد با یکدیگر تفاوت دارند و گفته شده است که تفسیر فخررازی ناظر به تفسیر ابوالفتوح رازی است. هدف این نوشتار معرفی و مقایسة این دو تفسیر است. امید است مورد توجه خوانندگان محترم قرار گیرد.
1. رَوْض الجِنان و رَوْح الجَنان:
این تفسیر، از کُهنترین و مشروحترین تفاسیر شیعه به فارسی است. مؤلف آن (ابوالفتوح رازی) از متکلمان امامیه در سدة ششم است که اجدادش از نیشابور به شهر رَی رفتند و در آن شهر ساکن شده بودند. او این تفسیر را در سالهای 510هـ تا 533هـ یا اندکی پس از آن نوشت که چون سال وفاتش، بنابر تحقیقِ مُصحّحان چاپ اخیر کتاب، 554 بوده نگارش این اثر در میانسالی او بوده است.[1] در متن کتاب به نام تفسیر اشارهای نشده است، اما بنابر اجماع دستنویسها و منابع همعصر مؤلف، از جمله فهرست منتجبالدین رازی(ص 45) ـ که شاگرد ایشان بوده ـ همه جا نام کتاب «رَوْض الجِنان و رَوْح الجَنان» آمده است. تنها در معالم العلماء تألیف ابن شهرآشوب[2] «رَوْح الجنان و رَوْح الجنان» ثبت شده که قطعاً کلمة «روح » در آغاز آن، مُحرّف «روض» است؛ چراکه خودِ ابن شهرآشوب در کتاب مناقبش گفته است: «ابوالفتوح روایت روض الجنان و روح الجنان فی تفسیر القرآن را به من اجازه داده است».[3] نام مُحرّف «روح الجنان و روح الجنان» به یکی از چاپهای کتاب یعنی طبع میرزا ابوالحسن شعرانی نیز راه یافته است. در ایران و بویژه در زبان و قلم عموم، این کتاب به نام کلی آن (تفسیر ابوالفتوح رازی) شهرت یافته است.
شیوة تنظیم تفسیر ابوالفتوح رازی اصولاً کلامی ـ روایی است، اما از آنجا که بر جنبههای ادبی واژههای قرآنی مانند مباحث لغوی و زبانی و استشهاد به اشعار عربی برای روشن شدن معانی کلمات و جنبههای صرفی و نحوی نیز تأکید دارد، خصوصیت ادبی را هم میتوان بر آن افزود.
روش کار، مؤلف پس از ذکر مقدمهای کوتاه در معانی و اقسام آیات قرآن و بحثی در معنای تفسیر و تأویل و استعاذه، این است که آیه یا آیاتی از هر سوره را به ترتیب، از سورة فاتحه تا سورة ناس، آورده و به صورت زیرنویس و لفظ به لفظ به فارسیِ استوار ترجمه کرده است، آنگاه از ابتدا، پس از ذکر بخشهای کوتاهی از آیات، به تفسیر و شرح لغوی، صرفی، نحوی، فقهی و کلامی آن پرداخته و در هر مورد، اقوال و آرای مفسران، نحویان، لغویان، فقها و متکلمان را با استفاده از منابع متقدم ذکر کرده است. اشارههای تاریخی و قصص و حکایات و تمثیلات و مباحث فقهی نیز در کتاب آمده است. مباحث تکراری در آیات به موارد قبلی ارجاع شده است.[4] مباحث ذوقی و ادبی و عرفانی هم کم و بیش در خلال بخشهای تفسیری مطرح شده است.
تفسیر روض الجنان نزدیک به 200 سال تفسیرنویسی فارسی و نزدیک به 500 سال تفسیرنویسی عربی را پشت سر دارد، بنابراین طبیعی است که از منابع تفسیر پیش از خود، سود برده باشد؛ با این حال، کوچکترین نشانهای حاکی از استفادة او از تفاسیر فارسی پیش از خود، از قبیل ترجمة تفسیر طبری، تاجالتراجم، سورآبادی، قرآن پاک، تفسیر قرآن مجید معروف به تفسیر کیمبریج در دست نیست. شاید او با وجود میراث تفاسیر عربی، خود را از رجوع به تفسیرهای فارسی بینیاز میدیده است.
ابوالفتوح رازی از تفاسیر فارسی و عربی زمان خود نامی نبرده است؛ فقط چندین بار از زمخشری مؤلف «الکشاف عن حقایق التنزیل» با احترام یاد کرده و اشعاری از او نقل کرده اما از کشاف نامی نبرده است. نشانههایی چون تصریح به نام و نقل آشکار مطالب، استفادة ابوالفتوح رازی از اَهمّ تفسیرهای عربی پیشین اعمّ از شیعه و سنّی را اثبات میکند. او در تفسیرِ خود از بسیاری مفسران پیشین، از قبیل تفسیر منسوب به امام حسن عسکری ـ علیهالسلام ـ ، ابوالقاسم کعبی بلخی، ابومسلم محمد بن بحر اصفهانی، ابوعلی جبایی و پسرش ابوهاشم جبایی، ابوبکر اصمّ، ابوالحسن رُمّانی، زجّاج، حسین بن فضل بجلی، ابواسحاق ثعلبی، فتّال نیشابوری و بویژه محمد بن جریر طبری نام برده و از تفسیرهای آنان و به طور خاص از تفسیر طبری استفاده کرده است.[5]
ابوالفتوح هنگام بحث فقهی و کلامی در آیات، اقوال مفسران اهل سنّت را تقریباً با بیطرفی کامل ذکر کرده و نظر خود را بر مبنای فقه و کلام شیعه، تحت عنوان «مذهب ما» بیان داشته است. این تفسیر در میان اُمّهات تفاسیر پیشین شیعه، حتی در مباحث لغوی و معانی واژههای قرآنی و استشهاد به اشعار عربی، با «التبیان فی تفسیر القرآن» (شیخ طوسی) و «مجمع البیان فی تفسیر القرآن» (طبرسی) قابل مقایسه است و از این نظر ظاهراً بر دو تفسیر دیگر رجحان دارد.[6] ابوالفتوح ظاهراً از «التبیان» به طور مستقیم استفاده کرده اما به سبب قُرب زمانِ تألیف، از وجود مجمع البیان بیخبر بوده است و مشابهت این دو میتواند از اشتراک منابع و نزدیکی مشرب فقهی و کلامی دو مؤلف ناشی شده باشد. استفادة وسیع ابوالفتوح از منابع فقهی و کلامی فِرَق مختلف و مباحث تاریخی و قصص و حتی اسرائیلیات، اهمیت آن را از این جهات نیز در میان آثار همعصرش سزاوار تحقیق کرده است.[7]
تفسیر ابوالفتوح رازی بر تفسیرهای عربی و فارسی بعد از خود اثر نهاده است. از میان تفسیرهای فارسی که از ابوالفتوح متأثّر بوده و به وضوح و گاه به عین عبارت از آن نقل قول کردهاند، میتوان به دو تفسیر پر آوازة شیعه (جلاء الاذهان و جلاء الاحزان) معروف به تفسیرِ گازر، تألیف ابوالمحاسن حسین بن حسن جرجانی و (منهج الصادقین) ملافتح الله کاشانی اشاره کرد. متن این دو کتاب، بویژه تفسیر گازر، با روض الجنان اغلب یکسان و سزاوار سنجشهای دقیق است.[8]
2. مفاتیح الغیب (تفسیر کبیر):
این تفسیر، تفسیری کلامی و عقلی است که در قرن ششم و هفتم نوشته شده و یکی از چند تفسیر مهم و برجسته قرآن کریم به زبان عربی است. نام اصلی این تفسیر «مفاتیح الغیب» است ولی به سبب حجم زیادش به «تفسیر کبیر» معروف شده! مفسر این کتاب "اشعری مذهب" است و در این تفسیر نه به صراحت، بلکه عملاً در جای جای آن، به دفاع از مذهب کلامی ابوالحسن اشعری پرداخته و آرای مخالفان او، به ویژه «معتزله» را رد کرده است.
معرفی اجمالی نویسنده:
فخرالدین محمد، ابوعبدالله رازی، فقیه، حکیم، متکلم و مفسر بزرگی در جهان اسلام در قرن ششم و هفتم است که سال 543 یا 544هـ ق در شهر رَی به دنیا آمد. پدرش ضیاءالدین عمر بن حسین رازی است که اصلیتش از طبرستان (آمل) میباشد. وی عالم فقه و اصول بود و در وعظ و خطابه تبحّر داشت. فخرالدین محمد رازی را به "امام فخررازی" و "فخررازی" و "ابن الخطیب" به سبب پدرش میشناسند. وی در اصول و کلام، مذهب اشعری و در فروع و فقه، مذهب شافعی داشت. امام فخررازی، در اواخر زندگیش در هرات ساکن بود. در آن زمان، هرات نیز در تصرّف "محمد خوارزمشاه" بود. وی روز دوشنبه عید فطر سال 606 هـ ق در هرات، حدوداً در سن 62 سالگی از دنیا رفت و او را در نزدیکی هرات در «مزداخان» به خاک سپردند.
ساختار و تقسیمبندی:
برخی این تفسیر را به سبب طرح مباحث کلامی فراوان، دائرة المعارفی در علم کلام میدانند. فخرالدین رازی (امام فخر رازی) در این تفسیر با رویکردی عقلی، به تفسیر آیات میپردازد و معارف و علوم آن زمان را به مناسبت ذکر کرده، بنابراین، تفسیر پُر از اقوال حکما و فلاسفه و نزاعهای عقلی است. او در تفسیر آیات، مباحث مربوط به آیه را به طور منظم دستهبندی و برای رد کردن آرای مخالفان خود (مثل معتزله و کرامیه) مطالب آنان را به تفصیل بیان مینماید. وی به اختلافات کلامی مذاهب گوناگون نیز توجه داشته و از اشاعره، امامیه، ثنویه، جبریه و خوارج یاد کرده است. این تفسیر بر مقدمه و ابوابی تنظیم شده و خودِ مقدمه نیز شامل فصولی است. این تفسیر مجموعاً شامل 32 جزء است ولی تعداد مجلدات آن در چاپهای مختلف، فرق میکند. در همان فصل اول از مقدمه به تفسیر «أعوذ بالله من الشیطان الرجیم» پرداخته است. وی تفسیر هر سوره را با ذکر نام آن، محل نزول، تعداد آیات و اقوال مربوط به آن شروع کرده و سپس با ذکر یک یا دو یا چند آیه از آن سوره، توضیح کوتاهی دربارة مناسبت آن با آیه قبل میدهد و اگر روایاتی از پیغمبر، صحابه یا تابعین باشد، آنها را بررسی کرده و در پایان، نظرش را میگوید. با توجه به اینکه محور غالب، مباحثِ کلامی آیات قرآن است، برخی از مباحث کلامی فلسفی این تفسیر را در اینجا مطرح میکنیم:
1. معرفت خدا و اینکه آیا در این معرفت نظر و استدلال جائز است یا نه؟ ؛
2. معنا و تفاوت ایمان و اسلام؛
3. کلام الهی و بحث از حدوث و قِدَم؛
4. رؤیت خدا؛
5. عدل الهی؛
6. جبر و اختیار و قضا و قدر؛
7. اعجاز قرآن؛
8. ارادة خداوند؛
9. مسائل تجسیم، تثلیث، معاد، عصمت انبیا، شفاعت پیغمبر، عقیدة شیعه در امامت معصوم و احتمال آن، لزوم وجود معصوم در هر زمان با این توضیح که فخررازی و اشاعره عقیده دارند که مجموع اُمت، معصوم است نه یکنفر، و این برخلاف اعتقاد شیعه است و مباحث دیگر.
قاضی نورالله شوشتری میگوید: فخرالدین رازی، اساس تفسیر خودش را از تفسیر "ابوالفتوح رازی" گرفته و برای رفع توهّم، بعضی از تشکیکات خود را بر آن اضافه کرده است.[9]
سبب شهرت تفسیر کبیر:
یکی از دلایل شهرت و اعتبار تفسر کبیر، تأثیر آن بر تفاسیر بعدی است. از جمله، انوارالتنزیل بیضاوی، غرائب القرآن نیشابوری، روح المعانی آلوسی، المیزان علامه طباطبائی و المنار رشیدرضا که صاحبان این کُتُب از شیوة استدلال و محتوای تفسیر کبیر و روش آن، بسیار استفاده کردهاند. طنطاوی نیز در «الجواهر» قرآن را به همان شیوه فخررازی تفسیر کرده است. دو تلخیص از این تفسیر به نامهای «التنویر فی التفسیر فی مختصر التفسیر الکبیر» نوشته محمد بن ابیالقاسم ربقی متوفی 709 هـ ق و «الواضح فی تلخیص تفسیر القرآن» نوشته محمد بن محمد نسفی متوفی 687 هـ ق چاپ شده است.
فخررازی در نگارش تفسیر خود از آثار و تفاسیر گوناگونی بهره برده[10] ولی نام بیشتر آنها را ذکر نکرده است.[11] از جمله آثاری که نام برده، الآثار الباقیة عن القرون الخالیة، تألیف ابوریحان بیرونی و الاعتذار، تألیف قاضی عبدالجبار معتزلی و التوحید، تألیف ابن خُزَیمه است.[12]
شیوة معمول فخررازی تنها ذکر نام مؤلفان آثار است. وی در مباحث لغوی از کتاب معانی القرآن، زَجّاج؛ فَرّاء؛ الکامل، مبرّد و غریب القرآن، ابن قُتَیبه بهره برده است. در تفاسیر روایی و مأثور صحابه و تابعین به تفاسیر عبدالله بن عباس، مجاهدبن جَبْر، قَتاده بن دِعامَه و سعید بن جُبَیر مراجعه و بیش از همه به آرای ابن عباس استناد کرده است.[13] برخی از این تفاسیر با سلسله اسناد متعددی در آن روزگار رواج داشته، اما فخررازی به اسناد روایت این تفاسیر اشارهای نکرده است. از تفاسیر متأخر نیز از جامع البیان فی تفسیر القرآن، تألیف طبری؛ الکشف و البیان، تألیف احمد بن ابراهیم ثعلبی (متوفی 427) و احکام القرآن، تألیف جَصّاص بهره جسته است.[14] تفاسیر معتزلی که فخررازی از آنها بهره برده عبارتاند از: تفسیر ابوالقاسم کعبی (متوفی 319)، تفسیر ابوعلی جُبّایی (متوفی 303)، الجامع ابومسلم محمد بن بحر اصفهانی، تفسیر قاضی عبدالجبار معتزلی (متوفی 415)، تفسیر ابوبکر اصمّ و کشاف زمخشری (متوفی 538) که فخررازی به نقل آرای وی توجه فراوانی داشته است.[15]
تفسیر کبیر را از نظر روش، در شمار تفاسیر عقلی و کلامی آوردهاند.[16] ذهبی آن را از نوع تفسیر بهرأیِ جائز دانسته است.[17] هرچند تفسیر فخررازی پُر از مباحث کلامی و عقلی است، ظاهراً خود او لزوماً به دنبال نگارش تفسیری کلامی یا فلسفی یا تفسیر بهرأی ـ چه ممدوح چه مذموم ـ نبوده است؛ زیرا در تفسیرِ خود به این نکته اشارهای نکرده و در وصیتنامهاش مینویسد: هیچ یک از این روشهای فلسفی و کلامی در کنار روش قرآنی ارج و ارزشی ندارند.[18]
از آرای خاص تفسیری فخر رازی، اعتقاد به نبودن واژههای دخیل (غیرعربی) در قرآن است. همچنین وی به نقل روایات اسباب نزول و ذکر قرائتهای مختلف اهتمام فراوانی داشته است. عبدالحمید فهرستی از آرای خاص تفسیری فخررازی را آورده است.[19]
در تفسیرکبیر استفاده از روایاتی که از اسرائیلیات شمرده میشوند، بسیار اندک است. برای نمونه ذیل آیة «ن» در سورة قلم، «ن» را به معنای نهنگی که زمین بر پشت آن قرار دارد، دانسته است. فخررازی هرچند این روایت را در تفسیر آیة مذکور آورده، آن را نه به سبب مخالفت با عقل یا اشکال در سلسله روایت یا محتوای حدیث یا از اسرائیلیات بودن رد کرده، بلکه از جنبة ادبی و نحوی مردود دانسته است.[20]
از ویژگیهای بارز روش فخررازی در تفسیر کبیر، اهتمام جدّی او به بیان مناسبات میان آیات و سور قرآن کریم است. وی تنها به ذکر یک مناسبت اکتفا نمیکند، بلکه در بیشتر مواقع به بیان چند مناسبت میپردازد.[21] عنایت به نکات ادبی و بلاغی، از جمله استشهاد به شواهد شعری دورة جاهلیت در مباحث لغوی و نحوی و بلاغی، از دیگر ویژگیهای روش تفسیری فخررازی محسوب میشود.[22] وی در این خصوص، بیشترین استفاده را از کشاف زمخشری برده است. توجه به مباحث فقهی نیز از جمله خصایص روش فخررازی در تفسیرکبیر است.
فخر رازی آیا تفسیرش را به اِتمام رساند؟
دربارة اینکه تمام تفسیر کبیر را خودِ فخررازی نوشته یا تنها بخشی از آن به قلم اوست، اختلاف نظر وجود دارد:
یک نظر این است که خودِ فخررازی تفسیرش را به اتمام رسانده است؛[23] زیرا تا پنجاه سال بعد از وفات او صحبتی از نقصان تفسیر کبیر نبوده و حتی شاگردان بزرگ رازی سخنی از آن به میان نیاوردهاند. عبدالحمید براساس شواهد فراوانی از تفسیر کبیر، نتیجه گرفته که تمام آن را خودِ فخررازی نوشته است.[24]
گروهی دیگر، بخشی از تفسیر کبیر را تألیف فخررازی دانسته و برای اثبات نظرشان به خود تفسیرکبیر استناد کردهاند،[25] از جمله ذیل آیة «جَزَآءً بِما کَانُوا یَعمَلُون»[26] که آمده است: المسألة الأولی الأصولیة، ذکرها الإمام فخرالدین رَحمهُ الله فی مواضعَ کثیرةٍ و نحن نذکر بعضَها.[27] این عبارت به روشنی گواه است بر اینکه فخررازی در تفسیرش به اینجا نرسیده بوده و این بخش از تفسیر کبیر را کسی دیگر نوشته است. به گفتة ابوبکر بن احمد معروف به ابن قاضی شُهْبه (متوفی 851) و ابن حجر عسقلانی تکمیل کنندة تفسیر فخررازی احمد بن محمد بن مکی قَمولی (متوفی 725) بوده است. حاجی خلیفه نوشته است که قمولی و شهابالدین بن خلیل خویی (متوفی 631) تفسیر فخررازی را تکمیل کردهاند. ذهبی معتقد است که بعد از فخررازی، خویی شروع به تکمیل تفسیر کبیر کرد ولی قبل از اتمام آن، درگذشت و قمولی آن را به اتمام رساند. وی همچنین به نظر دیگری هم اشاره میکند و آن اینکه خویی و قمولی هر یک به تنهایی تکملهای مستقل بر تفسیر کبیر نوشتند. به این ترتیب، مسلّم شده که فخرالدین رازی تفسیرش را به پایان نرسانده، ولی مشخص نیست تا کجای آن را نوشته است. به عقیدة ذهبی از ابتدا تا تفسیر سورة انبیاء، و به گفتة خرمشاهی تا سورة فتح اثر فخررازی است. در نسخهای خطی از تفسیر فخررازی آمده که از بعد از تفسیر سورة عنکبوت تألیف خویی است.[28]
مقایسه این دو تفسیر:
|
عنوان |
مؤلف |
تاریخ تألیف |
مذهب نویسنده |
روش و گرایش |
ویژگیهای تفسیر |
|
روض الجنان و روح الجنان |
ابوالفتوح رازی |
قرن ششم (510 ـ 533) |
شیعه، امامیه |
کلامی ـ روایی |
استفاده از مباحث فقهی، کلامی، لغوی، ادبی و نقد اقوال متکلمان |
|
مفاتیح الغیب |
فخرالدین محمد رازی |
اوائل قرن هفتم (606) |
شافعی، اشعری |
کلامی ـ فلسفی |
به جهت گستردگی مباحث، آن را دائرة المعارف مینامند. |
کتابنامه:
1. ابوالفتوح رازی؛ تصحیح محمدجعفر یاحقی و محمد مهدی ناصح، مشهد 1376ش.
2. مفاتیح الغیب؛ فخرالدین رازی، مقدمة آن.
3. معالم العلماء ؛ ابن شهرآشوب، به كوشش محمد صادق آل بحرالعلوم، نجف اشرف، 1380 ش.
4. مناقب آل اَبیطالب؛ ابن شهرآشوب، نجف اشرف، 1961م.
5. دقّت ابوالفتوح رازی در معانی واژهها و مقایسة آنها با تبیان شیخ طوسی و مجمع البیان طبرسی(ره)؛ محمد حسن خزاعی، چاپ مشکوة، پاییز 1374ش.
6. تفسیر گازر؛ حسین بن حسن جرجانی، مقدمة جلال الدین حسینی ارموی، تهران 1337 ـ 1341ش.
7. الرازی مفسراً؛ محسن عبدالحمید، بغداد 1394 / 1974.
8. سیر بی سلوک؛ بهاءالدین خرمشاهی، تهران 1370ش.
9. الاتقان فی علوم القرآن؛ عبدالرحمان بن ابیبکر سیوطی، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره 1967.
10. قرآن در اسلام از دیدگاه تشیع؛ محمد حسین طباطبائی، قم 1374ش.
11. طبقات المفسرین؛ محمد بن علی داوودی، بیروت 1403 / 1983.
12. مناهج المفسرین؛ مسلم آل جعفر، دارالکتب للطباعة و النشر 1980.
13. طبقات الشافعیه؛ ابن قاضی شهبه، چاپ حافظ عبدالعلیم خان، حیدرآباد دکن 1398 ـ 1400 / 1978 ـ 1980.
14. فهرست کتابخانة مدرسة عالی سپهسالار؛ ضیاءالدین حدایق شیرازی، تهران 1315 ـ 1318.
15. مجالس المؤمنین؛ نورالله بن شریف الدین شوشتری، تهران 1354ش.
16. فهرست اسماء علماء الشیعة و مصنفیهم؛ علی بن عبیدالله منتجبالدین رازی، چاپ عبدالعزیز طباطبائی، بیروت 1406هـ .
17. التفسیر و المفسرون؛ محمد حسین ذهبی، بیروت 1407 / 1987.
[1]. تفسیر ابوالفتوح رازی، ج1 ، مقدمة یاحقی و ناصح، ص 59 ـ 62 .
[2]. معالم العلماء ، ص141.
[3]. مناقب، ج1 ، ص12.
[4]. رجوع کنید به، تفسیر ابوالفتوح رازی، ج1، ص159.
[5]. ابوالفتوح رازی، تصحیح یاحقی، 1369 ش، ص327 ـ 332.
[6]. دقّت ابوالفتوح رازی در معانی واژهها و مقایسة آنها با تبیان شیخ طوسی و مجمع البیان طبرسی(ره)، ص 205ـ 216.
[7]. برای نمونه رجوع کنید به، تحقیق در تفسیر ابوالفتوح رازی، عسکر حقوقی، 1346 ش.
[8]. تفسیر گازر، ج1، مقدمة حسینی ارموی، ص: ی ـ یا ، لز ـ لح.
[9]. مجالس المؤمنین، ج1، ص490.
[10]. الرازی مفسراً، ص 87 ـ 122.
[11]. سیر بیسلوک، ص80 ـ 81 ؛ جولاندری، ص52 ـ 54.
[12]. لاگارد، ص137 ـ 139 ؛ برای فهرست کامل این آثار رجوع کنید به، همان، ص137 ـ 144.
[13]. الرازی مفسراً، ص90 ـ 94.
[14]. همان، ص95 ـ 99 و 120 ـ 122.
[15]. همان، ص110 ـ 120.
[16]. الاتقان فی علوم القرآن، ج4 ، ص243 ؛ قرآن در اسلام از دیدگاه تشیع، 1374ش، ص56.
[17]. التفسیر و المفسرون، ج1، ص289.
[18]. طبقات المفسرین، ج2، ص217.
[19]. الرازی مفسراً، ص128.
[20]. تفسیر فخررازی، ج30، ص77.
[21]. الرازی مفسراً، ص 163 ـ 164.
[22]. همان، ص123 ـ 136.
[23]. عماری، ص186 ـ 187 ؛ مناهج المفسرین، ص190 ؛ طبقات المفسرین، ج2 ، ص217.
[24]. الرازی مفسراً، ص54 ـ 63 .
[25]. ابن خَلَّکان، ج4 ، ص249 ؛ طبقات الشافعیه، ج2 ، ص83 .
[26]. سورة واقعه، آیة 24.
[27]. تفسیر فخررازی، ج21 ، ص156.
[28]. حدایق شیرازی، ج1 ، ص158.
اینجانب احمد رضوی دانشجوی کارشناسی ارشد رشته علوم قرآن و معارف حدیث در دانشگاه بين المللي مصطفي (جامعة المصطفی العالمیة) نمایندگی مشهد مقدس نویسنده و صاحب امتیاز وبلاگ هستم.