بنـام او که عالـَم را صفا داد

دلِ پـژمـردة مـا را جلا داد

کلام او تجلِّی بخشِ هستی

علی را در دو عالَم مقتدا داد

10/7/1388

 

قیامت در همین دنیا به پـا شد

مکـانِ آن، مُعیـَّن کـربـلا شد

بهشتش در حسین بن علی بود

جهنـَّم با یزیـدش هم‌صدا شد

23/7/1388

 

مــرا در دل، رازِ زنــدگــی بـود

مـرا در سـر، هـوای بنـدگی بود

هوای نفسِ من، با من چه‌ها کرد!

مـرا در کُنـجِ زنـدان‌ها رهـا کرد

چـه زندانی ازین بدتر که هر روز

دلِ مـن را حِسادت می‌دهد سوز

حسودی را نه سودی بوده دیروز

نـه امـروزش بُوَد آشِ دهن سوز

حسـودان را نیـاسـودن سـزا باد

دلِ غـمـدیـدةشـان را عـزا باد

4/8/1388

 

حُسینـم، جـانِ من بادا فِدایت

بُــوَد امــوال و اولادم بـرایت

دگر در این جهان چیزی ندارم

به جز عشقِ شهادت در لِوایت

4/8/1388