زمینههای اتّحاد وحـدت اسـلامی با نگرش در سیره پیامبر(ص)(1)
زمینههای اتّحاد وحـدت اسـلامی با نگرش در سیرة پیامبر(ص)
گردآورنده:
ـ احمد رضوی ـ
مشهد مقدس
1388ش
فهرست مطالب
مقدمه:
ضرورت بحث:
ميلاد پيامبر(ص) نداي وحدت است:
عملکرد پیامبر اسلام در ایجاد وحدت:
1) ایجاد عقد اُخوت بعد از هجرت:
2) پيروي از پيامبر و اهل بيت:
3) تعميق روابط حسنه و معاشرتهاي اسلامي:
4) گسترش عدالت:
5) تقويت فرهنگ انتظار:
رفع موانع ایجاد وحدت:
نگراني از ارتداد امت:
راهبردهاى ارزشى پيامبر(ص) در مسير وحدت:
راهبردهاى مذهبى:
الف) ايجاد وحدت همبستگى ايمانى:
ب) پيوند روح اخوت و برادرى:
راهبردهاى قومى:
الف) نفى نژادپرستى و قوميتگرايى:
ب) نقش بيت الله الحرام:
راهبردهاى اجتماعى و فردى:
الف) حميت عربى و حس مشترك:
ب) آداب اخلاقى:
با دشمنان مدارا:
اقسام مخالفان پيامبر(ص) :
کتاب نامه:
-----------------------------------------------
کلیدواژه: وحدت ـ وحدت اسلامي ـ سيره ـ پيامبر اسلام.
چکیده:
در اين نوشتار، مبحث وحدت اسلامي با استفاده از آيات قرآن و سيرة پيامبر گرامي اسلام(ص) مورد بررسي و دقت قرار گرفته است. از آنجايي كه تمام رفتار و گفتار رسول اكرم(ص) براي امت اسلام ـ و همة انسانها ـ الگوست، با توجه به ريزترين مسائل زندگي حضرت، ميتوان نكات بسيار بزرگي را استخراج كرد و سرلوحة زندگي خود قرار داد، تا همة زندگي رنگ و بوي الهي به خود بگيرد.
جايگاه و نياز به وحدت بسيار واضح و روشن است و نيازي به بحث مفصّل ندارد، آنچه نياز به كار و كاوش دارد، راهكارهاي وحدت و طريق نيل به آن است كه از سيرة بزرگان قابل برداشت ميباشد.
عمل چه كسي بالاتر از پيامبر سزاوار الگو شدن است؟ پيامبري كه رحمت براي جهانيان و مناداي وحدت براي بشريت است.
مقدمه:
وحدت، جوهرة قوام، پايدارى و حيات هستى است و پيامبران، مأمور و سرپرست احياى رحمت مطلقة الهى در دنياى انسانى بوده اند. حضرت محمد(ص) پيامبر وحدت و رسول رحمت است، آن رحمت واسعه ای که با او به جريان افتاده است.
وحدت و همبستگی همیشه يكى از آرمانهاى پيامبران الهی بوده و بر اين بنيان، يكى از محورهاى مهم دعوت پيامبر اكرم(ص) نيز ایجاد وحدت و بسترسازی آن برای آیندگان بوده است. تحليل رويدادهاى تاريخ اسلام گوياى آن است كه در جهت تلاشهاى سياسى، فرهنگى و اجتماعی آن حضرت براى تحقُّق اين هدف، راهبردهاى ارزشى، نيز كارآيى خاص داشتهاند تا آنجا كه با شناخت دقيق ظرفيتهاى اجتماعى حاكم بر جامعه، ابزارهايى برگزيده شده تا زمينة پذيرش و گرايش همگانى را به سوى ايجاد وحدت امت متمايل گرداند.
طرح پيماننامة مدينه بهترين راه براى ايجاد يك وحدت عمومى و القاى روحيه همبستگى دينى بود و در همين راستا پيمان ويژه مسلمين (عقد اُخوت) ، راهكارى مذهبى براى پيوند روح برادرى به حساب مىآمد. استفاده از راهبردهاى مذهبى تنها مىتوانست پايههاى استوار اجتماعى جامعه را نمايان سازد؛ اما در اين ميان مبارزه با نژادپرستى و قومگرايى و يا به كارگيرى عاقلانة موقعيتها نيز از جملة راهكارهاى لازم جهت دستيابى به وحدت شمرده مىشد و با همة اينها بهرهگيرى پيامبر(ص) از ظرفيتهاى اخلاق ـ اجتماعى و نيز توان اخلاق فردى، امرى قابل توجه است.
ضرورت بحث:
وقتی ما به گذشتگان نظر میافکنیم و پیرامون آنها مطالعه میکنیم، میبینیم که رمز موفقیت و پیروزی آنها در تمام عرصههای زندگی، وحدت و همبستگی بوده است و در مقابل هرگاه اختلاف و دوگانگی بینشان حاکم میشد، شکست و ناکامیشان حتمی بود. نکتة دیگر اینکه هیچ کس یا هیچ امتی از وحدت ضرر نکرده، چه اينكه همیشه همدلی و همسویی باعث رحمت و افزایش نعمت بوده است.
نگاهی به امت اسلامی و کشورهای مسلمان، در این زمان حسّاس و سرنوشت ساز، به ما مینمایاند که اختلاف و مقابل یکدیگر قرار گرفتن، باعث شادی دشمن و تهاجم فرهنگی بیگانگان میشود. از اختلاف، بیشترین بهره را دشمنان قَسَم خوردة اسلام میبرند که یک لحظه راضی به اتّحاد و همبستگی مسلمانان نیستند که اگر مسلمانان با هم متّحد شوند، شکست دشمن حتّمی است. امروزه زیادی از کشورهای اسلامی گرفتار حملة نظامی و یا فرهنگی دشمنان و بیگانگان شده است که مردم لحظه ای احساس آرامش و امنیت نمیکنند. لذا سزاوار است که موضوع وحدت را در رأس همة کارهای علمی و فرهنگی خود قرار داده و عوامل ایجاد وحدت را افزایش، و عوامل ایجاد اختلاف را ریشه کن کنیم.
ميلاد پيامبر(ص) نداي وحدت است:
ميلاد با بركت پيامبر اكرم(ص) يادكرد وحدت ميان مسلمانان جهان است. وحدت درون دينى ميان فرقههاى گوناگون اسلامى بويژه برادران اهل تسنّن و تشيّع، بايستهاى است گريزناپذير كه سالگشت ولادت پيامبر(ص) الهام بخش آن است. اين بدان روست كه وجود پيامبر و شخصيّت والاى آن مقتدا نقطه اتّصال همة انديشههاست و هر فرقه و مذهبى گم گشتة خود را در او مىيابد و پهناى سينه او را جايگاهى آرام براى كاستن از تلاطم موج فتنه مىيابد.
وحدت خواهى قرآن ـ يادگار جاويد پيامبر(ص) ـ و هشدار نسبت به عواقب پراكندگى، براى هر مسلمان، بهترين رهنمود است. قرآن كريم سه اثر زيانبار را براى پراكندگى ياد كرده است:[1]
1. فروپاشى درونى و هرز رفتن توانها؛
2. كاستى قدرت در برابر دشمنان دين؛
3. فراهم آمدن زمينة سيطرة طاغوت بر دين باوران.
از پافشارى قرآن بر وحدت و هشدار نسبت به پراكندگى مىتوان دريافت كه مسلمانان از كدام سو آسيب جدّى خواهند ديد و در دامن چه خطرى خواهند غلطيد. قرآن به مسلمانان اعلام داشته است كه به سبب برخوردارى از آيين حقمدارى و ظلمستيزى و نيز دعوى خاتميت، هماره با دشمنان پيدا و پنهان روبرو خواهند بود؛ دشمنانى كه جز نيستى و نابودى ايشان را در دل نمىپرورانند. در مقابل چنين دشمنانى جز وحدت و يكدلى شایسته نیست.
امروز مسلمانان با دو حقيقت تلخ كه هر دو نتيجه اختلاف است، روبرو هستند:
1. عقب ماندن از كاروان تمدّن و دانش بشرى. اين در حالى است كه تمدّن اسلامى قرنها كاروانسالار تمدن و دانش بشرى بوده و به اذعانِ دوست و دشمن، هيچ آيينى همچون اسلام بر علم و دانش تأكيد نكرده است.
2. دستاندازى آشكار و پنهان قدرتهاى جهانى در امور داخلى ملت هاى مسلمان.
چه بايد كرد؟ بىشك براى دستيابى به يكپارچگى كه قرآن بدان فرامىخواند، يك كار درونى و تلاش خستگي ناپذير ضرورى است. مسلمانان مىبايد بر نكات مشترك تأكيد كنند و چالش هاى باقی مانده را كاهش دهند. براستى اگر واقعنگر باشيم درخواهيم يافت كه چالشها در قياس با مشتركات، بسيار اندك است. مسلمانان در اصل يگانگى خداوند و رسالت پيامبران و بعثت پيامبر اسلام(ص) و نيز باورداشتن حيات پس از مرگ و... اتفاق نظر دارند. در فروع دين نيز افقها بسيار به هم نزديك است.
عملکرد پیامبر اسلام در ایجاد وحدت:
عملکرد و شیوة رهبری پیامبر اسلام ـ چه در دوران قبل از هجرت و چه بعد از هجرت ـ راهها و نمونههایی از ایجاد وحدت را به ما آموزش داده است که اگر از آنها اُلگو بگیریم و به آن شیوه عمل کنیم، حتماً امت اسلام متّحد و یکپارچه خواهد شد، و نیروی قوی در مقابل دشمنان اسلام قرار خواهد گرفت. عملکرد پیامبر و شیوة رهبری ایشان از چند بُعد مورد بررسی و دقت قرار میگیرد.
1) ایجاد عقد اُخوت بعد از هجرت:
از اولين اقداماتي که رسول گرامي اسلام(ص) بعد از تشکيل حکومت اسلامي در شهر مدينه انجام داد و به وسيلة آن، آيين آسماني خود را تقويت کرد، همبستگي مسلمانان در ظاهر و باطن بود.
آن حضرت مسلمانان را همچنان که در ظاهر به گرد پرچم اسلام جمع شده بودند و همة آنان «لا إله إلاَّ الله» در زبان داشتند و در اطراف پيامبر حلقه میزدند، دلها و باورهايشان را نيز با اسلام و کلمه توحيد به هم نزديک کرد و روح برادري و همدلي را بر وجود آنان دميد و به اين ترتيب، از سويي همبستگي دینی مسلمانان کامل شد و از سوي ديگر خطر تفرقه، يکي از مهمترين خطراتي که همة آيينها را تهديد ميکرد و بيم آن ميرفت که جمعيت نوپاي مسلمانان را پراکنده کند، از ميان برداشته شد.
اعلام همبستگي ميان مسلمانان با اجراي برنامة «عقد اُخوت» از سوي پيامبر گرامی اسلام(ص) که از سوي خداوند متعال مأموريت يافته بودند، به نحو شايسته اي پايان پذيرفت.
آن حضرت بدين وسيله ميان ياران و اصحاب خويش پيمان برادري جاري کرد و در محفلي که تشکيل يافته بود، به مسلمانان فرمود: هر يک از شما با يک نفر از مسلمانان پيمان اُخوت ببندد.
رسول اکرم(ص) آن روز طرفين عقد را خودش تعيين میکرد و خطاب به تک تک مسلمانان میفرمود: فلاني! تو برادر فلاني هستي! علي(ع) عرض کرد: يا رسول الله! ياران خود را با يکديگر برادر کرديد ولي ميان من و يک نفر از مسلمانان عقد اُخوت جاري نکرديد! پيامبر به علي(ع) فرمود:
يَا عَلي! أنتَ أخِي فِي الدُّنيا و الآخِرَةِ؛[2]
علي جان! تو در دنيا و آخرت برادر من هستي.
به اين ترتيب، پيام قرآن به همبستگي را در قالب } إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ { [3] از شهر مدينه به سرتاسر جهان و تمام نسلهاي آينده اعلام کرد.
2) پيروي از پيامبر و اهل بيت:
يکي ديگر از شيوههاي کلام الهي براي حفظ وحدت و همبستگي تمسُّک به ولايت و امامت اهل بيت(ع) است. عشق به اهل بيت، الگوبرداري از سيرة اخلاقي و رفتاري آنان، يادآوري فضايل و مناقب علي(ع) و پيشوايان معصوم بعد از آن حضرت از جمله سفارشهاي قرآن در زمينه همبستگي امت اسلام است.
امام باقر(ع) در تفسير آية } وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللهِ جَمِيعاً وَلاتَفَرَّقُوا { ؛[4] میفرمايد: آل محمد(ص) همان حبل الله متين است که خداوند امر کرده مردم به آن تمسُّک کنند.[5]
امام کاظم(ع) فرمود: علي بن ابي طالب(ع) همان حبل الله متين است.[6]
همچنان که در برخي روايات حبل الله به قرآن تفسير شده است.[7] طبق اين بينش، فرمان خداوند در پيروي و تمسُّک به قرآن و اهل بيت(ع) در اين آيه با کلام نبوي در آخرين لحظات زندگي پُربارش توضيح داده شده است که آن حضرت وصيت کرد:
من در ميان شما دو امانت ارزشمند میگذارم؛ کتاب خدا و عترتم که اهل بيت من هستند و آن دو هرگز از هم جدا نمیشوند تا اينکه در کنار حوض کوثر به نزد من آيند، مادامي که به آن دو تمسُّک میکنيد، هيچ گاه گمراه نخواهيد شد.[8]
ترغيب به گردآمدن مردم در حول امامت آل محمد(ص) ، يکي از شيوههاي قرآني است که آنان را از تفرقه و تشتُّت دور نگه میدارد و به وحدت و يکپارچگي نزديک میکند.
حضرت فاطمه زهرا(ع) در اين رابطه فرمود:
فَجَعَلَ اللهُ... و طَاعَتَنا نِظاماً لِلمِلَّةِ، و إمامَتَنا أماناً لِلفُرقَةِ، و الجِهادَ عِـّزاً لِلإسلامِ؛[9]
خداوند متعال اطاعت ما اهل بيت را مايه نظم و آرامش و امانت، و رهبري ما را براي جلوگيري از تفرقه، و جهاد را براي حفظ عزّت اسلام قرار داد.
آيات تطهير،[10] مودّت،[11] اکمال دین،[12] ابلاغ رسالت،[13] مباهله[14] و هل اتي[15] بيانگر همين شيوه قرآن در خصوص همبستگي بر محور محمد و آل محمد است. اگر ما بتوانيم اهل بيت(ع) را به عنوان الگوهاي ممتاز انسانيت و مروجان کامل ترين معارف بشري در عرصة جامعه مطرح کنيم و به عموم بشناسانيم، نوعي وحدت و همبستگي ارزشمندي تحت پرچم اهل بيت در ميان پيروان و مشتاقان فضيلت و کرامت ايجاد خواهد شد.
خداوند متعال دربارة محوريت ارزشهاي الهي و رهبري پيامبر اسلام و اولياي خدا میفرمايد:
} ياأيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أطِيعُوا اللهَ وَأطِيعُوا الرَّسُولَ وَأولِي الأمْرِ مِنْكُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللهِ وَالرَّسُولِ { ؛[16]
اى کسانى که ايمان آوردهايد! اطاعت کنيد خدا را! و اطاعت کنيد پيامبر خدا و اولو الأمر [اوصياى پيامبر] را! و هرگاه در چيزى نزاع داشتيد، آن را به خدا و پيامبر بازگردانيد (و از آنها داورى بطلبيد).
به اين ترتيب، خداوند متعال در قرآن کريم وحدت بر محور رهبري خدا و رسول و جانشينان آن حضرت را عامل حفظ همبستگي و اتّحاد مردم معرفي میکند. حتي در سوره انفال، پي آمد فاصله گرفتن از پيامبر(ص) و رهنمودهاي حياتبخش آن بزرگوار را موجب اختلاف و تشتُّت و خواري مردم قلمداد میکند و با تأکيد بيشتري بر اين عامل همبستگي پاي میفشارد و میفرمايد:
} وأطِيـعُواْ اللهَ ورَسُـولَهُ ولاتَنـَازَعُواْ فَتَفْشَلـُواْ وتَذْهَبَ رِيحُـكُمْ واصْبـِرُواْ إِنَّ اللهَ مَعَ الصَّابِرِينَ { ؛[17]
و (فرمان) خدا و پيامبرش را اطاعت نماييد! و نزاع (و کشمکش) نکنيد، تا سست نشويد، و قدرت (و شوکت) شما از ميان نرود! و صبر و استقامت کنيد که خداوند با استقامت کنندگان است!
همچنان که رسول اکرم(ص) به عنوان محور وحدت و همبستگي مسلمانان برکات و آثار فراواني را به آنان به ارمغان آورد، کينههاي ديرينه و خصومتهاي قديم، تبديل به مِهر و محبَّت شد و آنان توانستند پرچم اسلام را در مدت کوتاهي در مناطق دورافتاده جهان برافرازند و انسانهاي تشنة عدالت و فضيلت را از معارف ناب نبوي سيراب کنند.
نفس واحـد از رسول حق شـدند
ورنه هر يک دشمني مطلق برند
کيـنهاي کهنه شان از مصطـفي
محـو شـد در نـور اسلام و صفا
آفـريـن بـر عـشـق کـل اوستاد
صـد هزاران ذره را داد اتـّحــاد
همچو خـاک مفتـرق در رهگـذر
يک سبوشان کرد دست کوزه گر[18]
آري، عشق راستين به خدا و اولياي الهي و پيروي از رهنمودهاي انسان ساز آن بزرگواران، میتواند باعث وحدت و همبستگي شود، همان طورکه موجودات مادّي مانند خاکهاي پراکنده با دست هنرمند کوزه گر موجب يگانگي و اتّحاد آنان ميشود.
البته همبستگي اجسام که برمبناي آب و گل پديد ميآيد، ناقص و خيلي متفاوت از اتّحاد ارواح و قلبهاي مردم است؛ زيرا جسم براي مدّتي محدود و کوتاه ادامه مييابد و با مرگ همبستگي مادّي زائل ميشود، ولي وحدت راستين ارواح انسانهاي پاک، جاودانه است و در سراي آخرت نيز ادامه خواهد داشت.
در هرصورت، اطاعت از رسول خدا(ص) و جانشينان آن پاک سيرت، موجب همبستگي امت اسلام است و وحدت حقيقي شوکت و عزّت و استقلال مسلمانان را به همراه دارد.
3) تعميق روابط حسنه و معاشرتهاي اسلامي:
بدون ترديد، ايجاد روابط سالم و پسنديده در افراد جامعه، موجب اعتماد و اتّحاد آنان خواهد بود. گسترش اخلاق اسلامي و فضائل انساني، محبَّت، صميميت و اعتماد عمومي را در بين افراد رواج میدهد و بدون کمترين مشکلي همبستگي دینی را به وجود میآورد. اسلام، با بهره گيري از شيوههاي کارآمد تربيتي در اين مسير کوشيده و پيروان خود را به سوي وحدت حقيقي هدايت ميکند.
امانت داري، صله رحم، راستگويي، عيادت از بيماران، کمک به مستمندان، شرکت در تشييع جنازة مسلمانان، خودداري از آزار ديگران، رعايت حقوق فردي و اجتماعي ساير مسلمانان، پرهيز از غيبت و بُهتان و آبروريزي انسانهاي ديگر، انفاق، احسان، عفو و گذشت از جملة آموزههاي اسلامی در راه ترويج خصائل و صفات والاي اخلاقي و انساني است که موجب همبستگی مردم میشود. در جامعه اي که معاشرت صحيح و آداب انساني در ميان اقشار مختلف و لايههاي دروني آن نفوذ يافته باشد، وحدت و همبستگي حقيقي محقق خواهد شد. همه به همديگر عشق میورزند و از حقوق يکديگر محافظت میکنند و همانند اعضاي يک پيکر، منسجم و هماهنگ زندگي خواهند کرد. اساساً وحدت بر محور ارزشهاي والاي انساني مستحکم و قوي بوده و پايدار خواهد ماند، اما همبستگي بر ارزشهاي موقتي و ساختگي و غيرالهي ناپايدار و زودگذر است.
قرآن معيار و برتري را تقوا و پارسايي میداند و میفرمايد:
} ياأيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَرٍ وَأنثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أكْرَمَكُمْ عِندَ اللهِ أتْقَاكُمْ إِنَّ اللهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ { ؛[19]
اى مردم! ما شما را از يک مرد و زن آفريديم و شما را تيرهها و قبيلهها قرار داديم تا يکديگر را بشناسيد؛ (اينها ملاک امتياز نيست،) گرامىترين شما نزد خداوند با تقواترين شماست؛ خداوند دانا و آگاه است!
اصلاح ذاتالبين از ديگر شيوههاي قرآني در همين موضوع است. قرآن بيشترين اهميت را به سالم سازي روابط انساني ميدهد و ميفرمايد:
} إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأصْلِحُوا بَيْنَ أخَوَيْكُمْ وَاتَّقُوا اللهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ { ؛[20]
مؤمنان برادر يکديگرند؛ پس دو برادر خود را صلح و آشتى دهيد و تقواى الهى پيشه کنيد، باشد که مشمول رحمت او شويد!
براساس اين شيوه اگر فضائل اخلاقي در تمام سطوح و لايههاي دروني جامعه توسعه پيدا کند فضايي آکنده از انسانيّت و اخلاق اسلامي همه جا را فرا ميگيرد و يک نوع همبستگي دروني و معنوي ميان مردم حاکم ميشود. آنان نه تنها با همديگر اختلاف ندارند و هرکس راه جداگانهاي را براي خود انتخاب نميکند، بلکه همه به يکديگر احترام و شخصيّت قائلند، پيشنهادها و خواستههاي همديگر را میپذيرند، و ياري به همنوع خود را افتخار میدانند؛ چراکه رشد فضائل موجب میشود مرد و زن و کودک و جوان و پير و ديگر آحاد جامعه حقوق همديگر را رعايت کنند و به اين ترتيب همه از همديگر راضي خواهند بود و آزار و ناراحتي برادر ديني اش را تحمُّل نخواهد کرد. در چنین فضاي الهي خودخواهيها از ميان رفته و به همکاري و همياري تبدیل میشود. امام صادق(ع) فرمود:
مؤمنان با يکديگر برادرند و همگي فرزندان يک پدر و مادر هستند و هرگاه به يکي از آنان ناراحتي و مصيبت وارد شود، ديگران در غم او خوابشان نمیبرد.[21]
اميرمؤمنان علي(ع) در اين زمينه بيشتر توضيح داده و ريشه تفرقه را وجود صفات زشت انساني و رذائل اخلاقي بيان میکند و در خطبه 112 نهج البلاغه میفرمايد:
وَإنـَّمَا أنْتُم إِخْوَانٌ عَلَي دِينِ اللهِ، ما فَرَّقَ بَيْنَکُمْ إِلاَّ خُبْثُ السَّرَائِرَ، وَسُوءُ الضَّمائِرِ، فَلاتَوَازَرُونَ، وَلاتَنَاصَحُونَ، وَلاتَبَاذَلـُونَ، وَلاتَوَادُّونَ؛
شما برادران ديني يکديگر چيزي جز پليدي درون، نيت زشت شما را از هم جدا نساخته و موجب تفرقه نشده است. نه يکديگر را ياري میدهيد و نه همکاري و خيرخواهي و بخشش و دوستي میکنيد.
4) گسترش عدالت:
يکي از مهمترين راهکارهاي قرآن براي تقويت و حفظ همبستگي مردمی در جامعه، اهميت دادن به عدالت در همه اَبعاد آن ميان آحاد جامعه است.
قرآن در آيات متعدّدي بر اجراي عدالت تأکيد میکند و حتي مهمترين فلسفة بعثت انبيا را برپايي قسط و عدل میداند و میفرمايد:
} لَقَدْ أرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ { ؛[22]
ما رسولان خود را با دلائل روشن فرستاديم، و با آنها کتاب (آسمانى) و ميزان (شناسايى حقّ از باطل و قوانين عادلانه) نازل کرديم تا مردم قيام به عدالت کنند.
اگر عدالت در ميان مردم برقرار شود و آنان از نگراني هاي تبعيض و ناعدالتي و از زحمت و رنج فقر و محروميت رها شده و به امنيت و آسايش برسند، اتحاد و همبستگي در ميان آنان تقويت خواهد شد.
همچنان که امام کاظم(ع) فرمود:
لَو عُدِلَ بَینَ النَّاسِ استَغنَوا؛[23]
اگر عدالت اجتماعي در ميان مردم عملي شود، آنان بي نياز میشوند.
با اجراي عدالت، برکات الهي نازل شده و رفاه و امنيت مردم افزايش میيابد و چون مردم احساس میکنند تبعيض و ناعدالتي از جامعه رخت بربسته، همه يکدل و يک جهت با زمامداران جامعه مُتّحد شده و براي پيشرفت و ترقّي همه جانبه تلاش میکنند.
قرآن براي عملي شدن عدالت اجتماعي که ضامن همبستگي و اتّحاد مردم نيز هست، راهکارهاي مختلفي ارائه میدهد. تشويق به احسان، انفاق، پرداخت زکات، رسيدگي به محرومان و مستضعفان و اطعام، برخي از طرح هاي قرآني براي رفع فقر و ناعدالتي در جامعه میباشد. طبق اين شيوه اگر کارگزاران جامعه همبستگي و اتّحاد مردم را طالب باشند، بايد براي رفع فقر و تبعيض به پا خاسته و با تمام وجود در برپايي عدل بکوشند. و متقابلاً اگر ظلم و ستم در ميان مردم رواج يابد، استعدادها سرکوب شده، اعتماد به مسئولان از ميان رفته، و مردم به همديگر بي اعتماد میشوند و در نتيجه همبستگي اجتماعي از ميان میرود و اعتماد عمومي به بدبيني و سوء تفاهُم تبدیل خواهد شد.
قرآن در سورة اعراف ارتباط عدالت عملي و همبستگي مسلمانان را مورد توجه قرار داده و میفرمايد:
} قُلْ أمَرَ رَبِّي بِالْقِسْطِ وَأقِيمُواْ وُجُوهَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ كَمَا بَدَأكُمْ تَعُودُونَ { ؛[24]
بگو: «پروردگارم امر به عدالت کرده است؛ و توجّه خويش را در هر مسجد (و به هنگام عبادت) به سوى او کنيد! و او را بخوانيد، در حالى که دين (خود) را براى او خالص گردانيد! (و بدانيد) همان گونه که در آغاز شما را آفريد، (بار ديگر در رستاخيز) بازمىگرديد!
در اين آيه، اول امر به عدالت عملي شده است و آنگاه حضور در مساجد و شرکت در عبادت عمومي در يک صف واحد و با اخلاص نيت مورد تأکيد قرار گرفته است و اين تقارن، بيانگر ارتباط عميق عدالت اجتماعي و همبستگي معنوي مسلمانان است.
5) تقويت فرهنگ انتظار:
قرآن کريم در آيات نوراني خويش مردم را به ظهور يگانه منجي عالَم بشريت فرا میخواند.
در سوره انبيا میخوانيم:
} وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ { ؛[25]
در «زبور» بعد از ذکر (تورات) نوشتيم: «بندگان شايستهام وارث (حکومت) زمين خواهند شد!»
حضرت باقر(ع) اين آيه را به ياران و اصحاب حضرت مهدي(عج) تفسير نمود.[26]
اميرمؤمنان علي(ع) در تفسير آية } وَنُرِيدُ أن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الأرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ { ؛[27] (ما مىخواهيم بر مستضعفان زمين منّت نهيم و آنان را پيشوايان و وارثان روى زمين قرار دهيم!) فرمود:
اين گروه پيروز آل محمد(ص) هستند، خداوند متعال مهدي آل محمد(عج) را بعد از زحمت و سختي که بر آنان وارد میشود برمیانگيزد و به آنان عزّت میدهد و دشمنانشان را خوار و ذليل میکند.[28]
افزون بر اين، آيات متعددي از قيام آن وجود گرامي خبر میدهند و حقيقت جويان و سعادت طلبان عالَم را به انتظار ظهور چنين رهبري فرا میخوانند.
طبق اين شيوة قرآني، تقويت و توسعه انديشه انتظار میتواند به اتّحاد و يگانگي دل هاي مردم ياري نموده و با اين فرهنگ وحدت آفرين و اميدبخش به همبستگي دینی در جامعه رونق بخشيد؛ زيرا اگر فلسفة انتظار و دستاوردهاي مثبت قيام مهدي(عج) به مردم ستم ديده و خسته از ظلم و بيداد مستکبران عالَم گفته شود، آنان يکدل و يکزبان به انتظار ظهور رهبر آسماني نشسته و تحقُّق خواسته هاي قلبي خود را در برنامه هاي دولت کريمه حضرت مهدي(عج) جستجو خواهند کرد. آنان اگر با فرهنگ انتظار آشنا شوند، تمام تفرقه ها و تشتُّت ها را با آرزوي ظهور امام زمان(عج) پايان يافته تلقّي میکنند و هرکدام از هر حزب و گروه و نژادي، ظهور دولت اميدآفرين حضرتش را از دل و جان آرزو میکنند و يکپارچه از خداوند متعال میخواهند:
اَللَّهُمَّ الْمُم بِهِ شَعثَنا، وَاشْعَب بِهِ صَدعَنا وَارْتُق بِهِ فَتقَنا، وَ كَثِّر بِهِ قِلَّتَنا، و أعْزِز بِهِ ذِلـَّتَنا... ؛[29]
پروردگارا! پراکندگي و تفرق ما را به وسيله آن رهبر گرامي به جمعيت و وحدت بدل فرما و پريشاني امور را به وجودش اصلاح فرما! و نقايص و شکافهاي کار ما را به وسيله وجود آن ذخيره الهي اصلاح و جبران نما! و تعداد ما را فراوان و خواري و کوچکي ما را با وجودش به عزّت و شکوه بدل ساز!
آري، امام عصر(عج) ضامن وحدت و همبستگي مردم بر محور حق و پارسايي است و نشستن به انتظار آن وجود گرامي که ماية وحدت و همدلي است، مطمئناً جامعه را به سوي اتّحاد و يگانگي خواهد برد، همچنان که در دعاي ندبه زمزمه میکنيم:
أيْنَ جَامِعُ الْكَلِمَةِ عَلَي التَّقْوي؛[30]
کجاست آن آقايي که مردم را بر وحدت کلمه تقوي و دين گرد خواهد آورد.
[1]. سورة انفال، آیة 46 ؛ سورة قصص، آیة 4.
[2]. بحارالأنوار، ج22 ، ص499 ، ح46 ، باب 1 (وصیته(ص) عند قرب وفاته و فیه تجهیز جیش أسامه و بعض النوارد).
[3]. سورة حجرات، آیة 10. (مؤمنان برادر يکديگرند.)
[4]. سورة آل عمران، آیة 103. (به ريسمان الهي تمسُّک کنيد و پراکنده نشويد.)
[5]. بحارالأنوار، ج24 ، ص85 ، ح9 ، باب 31 (انَّهم علیهم السلام حبل الله المتین و عروة الوثقی و انهم آخذون بحجزة الله).
[6]. بحارالأنوار، ج36 ، ص15 ، ح1 ، باب 27 (انه صلوات الله علیه حبل الله و عروة الوثقی و انه متمسک بها).
[7]. وسائل الشیعه، ج6 ، ص191 ، ح7702.
[8]. کافی، ج3 ، ص422 ، ح6 ؛ وسائل الشیعه، ج27 ، ص33 ، ح33144.
[9]. نهج الحياة (فرهنگ سخنان فاطمه) ، ص104 ، ح57 .
[10]. سورة احزاب، آیة 33.
[11]. سورة شوری، آیة 23.
[12]. سورة مائده، آیة 3.
[13]. سورة مائده، آیة 67 .
[14]. سورة آل عمران، آیة 61 .
[15]. سورة انسان، آیة 5 ـ 12.
[16]. سورة نساء ، آیة 59 .
[17]. سورة انفال، آیة 46.
[18]. مولوی.
[19]. سورة حجرات، آیة 13.
[20]. سورة حجرات، آیة 10.
[21]. کافی، ج2 ، 165 ، ح1.
[22]. سورة حدید، آیة 25.
[23]. تهذیب، ج4 ، ص130.
[24]. سورة اعراف، آیة 29.
[25]. سورة انبیاء ، آیة 105.
[26]. بحارالأنوار، ج9 ، ص223 ، ح111 ، باب 1.
[27]. سورة قصص، آیة 5 .
[28]. بحارالأنوار، ج51 ، ص54 ، ح35 ، باب 5 (الآيات المؤولة بقيام القائم).
[29]. مفاتيح الجنان، ص291 (دعاي افتتاح).
[30]. مفاتيح الجنان، ص808 (دعاي ندبه).
ادامه دارد
اینجانب احمد رضوی دانشجوی کارشناسی ارشد رشته علوم قرآن و معارف حدیث در دانشگاه بين المللي مصطفي (جامعة المصطفی العالمیة) نمایندگی مشهد مقدس نویسنده و صاحب امتیاز وبلاگ هستم.