پيامبر گرامي اسلام(ص) :

1. آفةُ الشُّجاعة البَغي، و آفةُ الحَسَب الإفتخار، و آفةُ السَّماحة المَنُّ، و آفةُ الجمال الخَيلاء، و آفةُ الحديث الكَذِب، و آفةُ العِلْم النِّسيان، و آفةُ الحِلْم السَّفَه، و آفةُ الجُود السَّرَف، و آفةُ الدِّين الهَوي؛ سركشي آفت شجاعت، تفاخر آفت شرافت، منّت آفت سماحت، خودپسندي آفت جمال، دروغ آفت سخن، فراموشي آفت دانش، سفاهت آفت بردباري، اسراف آفت بخشش و هوس آفت دين است. (نهج الفصاحه، حرف الف)

2. إبنَ آدم، أطِعْ ربَّك تُسَمَّي عاقلاً و لاتَعصِه فَتُسَمَّي جاهلاً؛ [اي] فرزند آدم، پروردگار خويش را فرمان بردار باش تا تو را خردمند خوانند، و از فرمان وي بيرون مباش كه تو را نادان شمارند. (نهج الفصاحه، حرف الف)

3. إتَّقِ اللهَ فِي عُسْرِك و يُسْرِك؛ در سختي و راحتي (گشايش) از خدا بترس. (نهج الفصاحه، حرف الف)

4. إجْتَنِبُوا التَّكبُّر فَإنَّ العبدَ لايَزالُ يَتَكَبَّر حتَّي يَقولَ اللهُ تَعالي أكتُبُوا عَبدِي هَذا فِي الْجَبَّارِينَ؛ از تكبُّر بپرهيزيد؛ زيرا همين كه بنده‌اي به تكبُّر خو گرفت، خداوند متعال مي‌فرمايد: اين بنده را در شمار گردن كشان بشمار آريد. (نهج الفصاحه، حرف الف)

5. أحَبُّ الأعمالِ إلي الله أدْوَمُها و إن قَلَّ؛ محبوبترين كارها پيش خداوند كاري است كه دوام آن بيشتر است گرچه اندك باشد. (نهج الفصاحه، حرف الف)

 

اميرالمؤمنين علي(ع) :

1. الْعِلْمُ وِراثَةٌ كَرِيمَةٌ، وَ الآدَابُ حُلَلٌ مُجَدَّدَةٌ، وَ الْفِكْرُ مِرْآةٌ صَافِيَةٌ؛ دانش، ميراثى گرانبها، و آداب، زيورهاى هميشه تازه، و انديشه، آيينه‏اى شفّاف است. (نهج البلاغه، حكمت 5)

2. صَدْرُ الْعَاقِلِ صُنْدُوقُ سِرِّهِ، وَ الْبَشَاشَةُ حِبَالَةُ الْمَوَدَّةِ، وَ الإحْتِمَالُ قَبْرُ الْعُيُوبِ‏؛ سينه خردمند صندوق راز اوست، و خوشرويى وسيله دوست‌يابى، و شکيبايى، گورستان پوشاننده عيب‌هاست. (نهج البلاغه، حكمت 6)

3. إذا قَدَرْتَ عَلَى عَدُوِّكَ، فَاجْعَلِ الْعَفْوَ عَنْهُ شُكْراً لِلْقُدْرَةِ عَلَيْهِ؛ اگر بر دشمنت دست يافتى [و پيروز شدي] ، بخشيدن او را شکرانة پيروزى قرار ده. (نهج البلاغه، حكمت 11)

4. أعْجَزُ النَّاسِ مَنْ عَجَزَ عَنِ اكْتِسَابِ الإخْوَانِ، و أعْجَزُ مِنْهُ مَنْ ضَيَّعَ مَنْ ظَفِرَ بِهِ مِنْهُمْ؛ ناتوان‌ترين مردم کسى است که در دوست‌يابى ناتوان است، و از او ناتوان‌تر آن كس که دوستان خود را از دست بدهد. (نهج البلاغه، حكمت 12)

5. قُرِنَتِ الْهَيْبَةُ بِالْخَيْبَةِ و الْحَيَاءُ بِالْحِرْمَانِ، وَ الْفُرْصَةُ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ فَانْتَهِزُوا فُرَصَ الْخَيْرِ؛ ترس با نااميدى، و شرم با محروميّت همراه است، و فرصتها چون ابرها مى‏گذرند، پس فرصتهاى نيک را غنيمت شماريد. (نهج البلاغه، حكمت 21)