سخني با مرثيه سرايان و مداحان

از آنجا كه امروزه مرسوم است اتفاقات تاريخي مرثيه و احاديثي كه در مدح اهل بيت از پيامبر و يا بقيه معصومين (ع) به ما رسيده، به زبان شعر بيان مي‌شود و مداحان زيادتر از شعر استفاده مي‌كنند، لذا مطالبي را بايد پيرامون شعر بيان كنيم و زبان شعر را از زبان نثر جدا سازيم. زبان شعر يك زبان پر عاطفه و پر تمثيل و تشبيه است و مجاز و استعاره در شعر بسيار راه دارد و از طرفي هم زبان شعر مؤثرتر از زبان نثر مي‌باشد.

تا جاي كه من اطلاع دارم حتي ريز مطالب عاشورا به شعرهاي فارسي، عربي، … بيان شده و كساني هم كه اين اشعار را گفته‌اند يا به فن شعر و علم عروض و قافيه آگاه نبوده و يا اگر آگاه بوده‌اند به مطالب حقيقي عاشورا و كتب معتبر واقف نبودند. لذا اشعاري بيان كرده‌اند كه حاوي اين مطالب است:

1ـ توهين به مقام والاي اهل بيت و اصحابشان.

2ـ غلبه دادن عاطفه بر عقل كه نوعاً در اشعاري پيرامون حضرت زينب و أم البنين يافت مي‌شود.

3ـ ايجاد انگيزه گناه كردن و ترك بعضي از اوامر الهي بر مخاطب. مثلاً مقام عشق و محبت به اهل بيت و مقام روضه خواندن را آن قدر بزرگ جلوه مي‌دهند كه حتي نماز خواندن را تحت الشعاع قرار مي‌دهد و شفاعت امام حسين (ع) را آن قدر بالا برده‌اند كه گفته‌اند حتي اگر يك شيعه بزرگترين گناه را انجام دهد مورد شفاعت قرار مي‌گيرد.

در حالي كه تمام مطالبي از قبيل عشق و محبت به اهل بيت، مقام و منزلت روضه خواندن، عنايت اهل بيت … همه را قبول داريم اما اين‌ها بعد از عمل به تمام واجبات و ترك تمام محرمات الهي است، حالا مستحبات بماند.

4ـ حركات و سكناتي كه غالباً از يك مداح ديده مي‌شود به مقام و منزلت يك مرثيه خوان اهل بيت نيست. نوعاً در جلسات، مفاهيمي از قبيل وقار، سنگيني، متانت، عفت، … وجود ندارد و يا كمتر ديده مي‌شود.

5ـ از اشعار براي مدح و مرثيه استفاده كردن بسيار عاليست، اما چه شعري؟ با چه مفاهيمي؟ و در قالب چه الفاظی؟ شعري كه با واقعيت تاريخي هم مطابق باشد، شعري كه كاملاً متن يك حديث را بيان كرده باشد، …

6ـ طرز تفكر و برداشت بدي كه بوجود آمده اينست كه در جلسات، كوشش بر آن است كه تعداد مستمعين را زياد كنند، اما به فكر اين نشده‌اند كه مستمع را به اهداف حقيقي اسلام و عاشورا كه همانا ساختن انسان كامل است از همه جوانب آشنا سازند. به يك عبارت اينكه در جلسات به كميت زيادتر توجه مي‌شود نسبت به كيفيت آن.

بايد گفت كه مرثيه و مديحه سرائي يك وظيفه است نه يك شغل و سرگرمي و راه درآوردن پول. يك مداح اگر جنبه وظيفه داشتن خود را فراموش كرد، گرچه بهترين مداح از حيث صوت و لحن باشد، وارد اين مفاهيم خواهد شد: تكبر، حسادت، رياء، خودبيني، شهرت
طلبي، … و عاقبت چنين مداحي يقيناً جهنم سوزان و آهن ذوب شده در دهان است.

حقيقتاً جلسات مداحي امروزه آنچنان كه بايد و شايد، معرفتزا نيست بلكه اثري سطحي و ظاهري دارد نه اثر عميق. زيرا افرادي كه سال‌ها با چنين جلساتي سر و كار داشته‌اند با چند اشكال نسبتاً آسان بهم مي‌ريزند و يا ادعاي معرفت و عنايت كرده و از صحنه بحث و سؤال خارج مي‌شوند. به همين سبب خيلي از تحريفات عاشورا از طريق همين جلسات به خورد مردم داده شده، مبارزه با اين تحريفات هم كاري بسيار مشكل است اما حتي الامكان بايد مقابله شود.

 مشهد مقدس

احمد رضوي

7/1/1383