بخش سوم: رجعت از نظر شيعه

در اين بخش ما به چند شبهه كه از طرف كساني وارد شده است كه مسئلة رجعت را قبول ندارند، جواب مي‌دهيم و به چند نكتة مهم نيز اشاره مي‌نمائيم.

شبهات:

اول: بعضي مي‌گويند بازگشت افراد مؤمن و كافر به دنيا قبل از قيام روز قيامت براي پاداش و يا كيفر با عدالت خداوند سازگار نيست زيرا قرار و سنت خداوند اين بود كه پاداش و كيفر در ورز قيامت باشد نه دنيا لذا رجعت واقعيت ندارد.

جواب: اگر به فائده و آثار رجعت دقت كنيم و با يك ديد كلي به مسئله رجعت نگاه كنيم ميابيم كه رجعت كاملا با عدالت خداوند نيز سازگار است زيرا عدالت را اين گونه معني كرده‌اند «رساندن حق به حقدار» و در اين تعريف قيد زمان و يا مكان وجود ندارد يعني اين تعريف مطلق است و شامل دنيا و آخرت، اين زمان و آن زمان مي‌شود.

دوم: رجعت با تناسخ چه تفاوتي دارد؟ مي‌گويند: عقيده تناسخ از نظريات برخي مكاتب و مذاهب غير الهي بوده و هيچ يك از فرق اسلامي اين عقيده را نپذيرفته‌اند و از نظر فلسفه نيز اين عقده كاملا رد شده است. حال آيا اعتقاد به رجعت، نوعي اعتقاد به تناسخ نيست؟

پاسخ: نظرية تناسخ بر اساس انكار قيامت پي‌ريزي شده و پيروان اين مكتب، پاداش و كيفر اعمال و رتار را منحصر به دنيا مي‌دانند. چكيدة اين عقيده آنست كه «جهان آفرينش پيوسته در گردش است و هر دوره‌اي تكرار دورة پيشين بوده و اين گردش و تكرار پايان ندارد. روح هر انساني پس از مرگ بار ديگر به دنيا باز مي‌گردد، و اين بازگشت مبتني بر كردار و رفتار پيشين اوست. اگر در روزگار گذشته به كارهاي نيك و شايسته دست زده. دوران بعد را با شادي و خوشي سپري مي‌كند، و اگر مرتكب اعمال ناروا و زشت شده، گرفتار حزن و اندوه مي‌گردد.»

معتقدان به رجعت هرگز منكر قيامت نيستند، بلكه يقين به وقوع اين رستاخيز بزرگ همگاني دارند. آنان هيچگاه از تكرار بي‌نهايت دوره‌هاي آفرينش گفتگو نمي‌كنند، بلكه به پيروي از قرآن براي جهان پايان و فرجامي قطعي مي‌شناسند. و از همه مهمتر اينكه بنابر عقيده رجعت هرگز روح انسان به جسم شخص ديگر منتقل نمي‌شود. بلكه روح شخص رجعت كننده به جسم خود او تعلق مي‌يابد.

سوم: هدف از رجعت و فائدة آن چيست؟

براي رجعت اهداف زيادي است كه ما به دو هدف آن اشاره مي‌كنيم.

1ـ رجعت به منظور مشاهدة عزت اسلام و ذلت كفر است. بدين معني كه بازگشت به دنيا در زماني به وقوع مي‌پيوندد كه دين خدا بر سراسر جهان حاكم شده، زمين آنچه در آن است در اختيار مؤمنان وخداجويان قرار گرفته و كفار و ستم پيشگان خوار و ذليل گشته‌اند. بديهي است كه مشاهدة اين مقطع حساس از زمان، آرزوي هر انسان دينداريست و او را شادمان و خرسند مي‌كند، همچنان كه تبهكاران و كافران را به رنج و خشم مي‌افكند و آنان را افسرده مي‌سازد.

2ـ گذشته از اينكه ممكن است افراد با ايمان در اين بازگشت به مقاماتي دست يابند كه فقط در موقع سيطرة كامل اسلام، تحصيل آنها ممكن است، مي‌توان گفت: گناهكاران و كفاري كه در زمان رجعت به دنيا باز مي‌گردند، از سران و پيشتازان كفر بوده‌اند و جز ارتكاب پليدي و زشتي، پايمال كردن حقوق انسانها، كشتار بي‌گناهان، غصب اموال مظلومان و ستمگري بر محرومان كار ديگري از آنان سر نزده است. بدين جهت بار ديگر به جهان طبيعت باز مي‌گردند تا سزاي دنيائي بسياري از گناهان خود را ببينند و مجازات الهي در حق ايشان انجام گيرد، درست است كه عذاب كامل و نهايي اينگونه افراد در روز قيامت تحقق مي‌پذيرد، اما كيفرهاي دنيوي خود نقشي اساسي در سازندگي و عبرت آموزي انسانها دارد و نيز موجب خواري و ذلت و سرافكندگي افرادي مي‌شود كه روزگاري را با زورگوئي و ستمكاري و حق كشي به سر مي‌بردند و كسي را ياراي روياروئي با ايشان نبود.

چهارم: يكي از شبهاتي كه در بارة رجعت افراد كافر و گنهكار، وجود دارد اين است كه چون اين افراد بعد از مرگ خود عذاب‌هاي الهي را چشيده‌اند و عالم برزخ را ديده‌اند، لذا وقتي به دنيا باز گردانده شوند، اولين كاري كه به فكرشان خطور كند مسألة توبه و بازگشت به خداست. حالا اگر اين افراد بتوانند توبه كنند و توبة‌شان نيز قبول شود، هدف رجعت اين افراد لغو خواهد شد و اگر نتوانند توبه كنند يعني خداوند آنها را توفيق توبه كردن ندهد، مختار بودن انسان زير سوال مي‌رود. بنابر اين گروهي رجعت افراد بد را نپذيرفته‌اند و مي‌گويند فقط افراد خوب رجعت خواهند كرد.

در پاسخ به اين گروه چنين گفته مي‌شود كه اگر به قرآن در بارة توبه و شرائط قبولي آن مراجعه شود هرگز چنين شبهه‌اي بوجود نخواهد آمد. زيرا در قرآن داريم[1] كه توبة افرادي قبول مي‌شود كه گناه را از روي جهالت انجام داده باشند و قبلا برايشان اتمام حجت نشده باشد. ولي براي اين افرادي كه رجعت شان به خاطر مجازات اعمال زشت شان است، يقينا اتمام حجت شده و اينها گناه را با جهالت انجام نداده‌اند. نتيجه اينكه اين افراد بعد از رجعت ممكن است توبه كنند اما توبة‌شان پذيرفته نمي‌شود.

يكي از نكات مهم در باب رجعت كه بايد دقيقا مورد بررسي و كاوش قرار گيرد اينست كه چه كساني رجعت مي‌كنند و آن افراد مؤمن محض و كافر محض كه در روايات بيان شده كدامند؟

ابتداء ما پاره‌اي از روايات كه در اين زمينه وارد شده بيان مي‌كنيم و بعد نتيجه‌گيري خواهيم كرد. اخبار و رواياتي كه از معصومين در موضوع رجعت نقل شده آنقدر فراوان است كه به طور قطعي مي‌توان متواتر بودن آنها را پذيرفت. در اين باره اظهار نظر برخي كارشناسان احاديث را مرور مي‌كنيم.

1ـ علامه مجلسي مي‌گويد: اگر مثل اين روايات رجعت متواتر نباشد، پس در چه چيزي مي‌توان ادعاي تواتر نمود.[2]

2ـ شيخ حر عاملي مي‌نويسد: هيچ شكي نيست كه اين احاديث مذكور به حد تواتر معنوي رسيده است، زيرا موجب يقين هستند براي هر كسي كه قلب خويش را از هر شبهه‌ و تقليدي پاك كند.[3]

3ـ محدث جزائري در شرح تهذيب ادعا كرده‌ كه ‹620› حديث پيرامون رجعت ديده است.

4ـ شيخ حر عاملي در كتاب «الايقاظ من الهجعة بالبرهان علي الرجعه» تعداد ‹520› حديث در زمينه رجعت نقل كرده و در آخر بيان مي‌كند كه برخي روايات را نيز بنا به عللي نقل نكرده است.[4]

 

 

دسته‌بندي روايات رجعت

دسته اول: رواياتي دلالت دارد كه اولين كسي كه به دنيا رجعت مي‌كند امام حسين بن علي(عليه‌السلام) مي‌باشد.

امام صادق(عليه‌السلام) مي‌فرمايند:

اول من يكر في رجعته الحسين بن علي(عليه‌السلام) يمكث في الارض حتي يسقط حاجباه علي عينه.[5] اولين كسي كه به دنيا رجعت خواهد كرد امام حسين(عليه‌السلام) است. ايشان آنقدر در زمين زندگي خواهند نمود تا آنكه از پيري دو ابروي شان بر چشماي شان بيفتد.

دسته دوم: رواياني كه مضمونش رجعت پيامبر اكرم و امير المؤمنين است.

امام باقر(عليه‌السلام) فرمودند:

إن رسول الله و امير المؤمنين سيرجعان.[6]

 

دسته سوم: رواياتي در باره رجعت پيامبران گذشته وارد شده است.

امام صادق(عليه‌السلام) در تفسير آيه 81 آل عمران فرمودند:

ما بعث الله نبيا من لدن آدم و هلم جرا الا يرجع إلي الدنيا فينصر رسول الله و امير المؤمنين، ...

دسته چهارم: رواياتي كه در باره رجعت تمام ائمه بيان شده است.

امام سجاد(عليه‌السلام) مي‌فرمايند:

يرجع إليكم نبيكم و امير المؤمنين و الائمه عليهم‌السلام.

دسته پنجم: رواياتي كه رجعت را منحصر به بهترين‌ها و بدترين‌هاي انسان‌ها مي‌دهد.

امام صادق(عليه‌السلام) فرمودند:

إن الرجعة ليست بعامة و هي خاصة، لايرجع الا من محض الايمان محضا أو محض الشرك محضا.

بازگشت به دنيا امري همگاني نيست. بلكه امري اختصاصي است و تنها كساني رحعت مي‌كنند كه به ايمان خالص و يا شرك خالص رسيده باشند.

چنانچه از روايات استفاده مي‌شود رجعت ائمه(عليهم‌السلام) اين گونه مي‌باشد، بعد از ظهور وليعصر(عج) و شش ماه قبل از شهادت ايشان، ابتداء امام حسين بن علي (عليهما‌السلام) رجعت مي‌كنند و در طول اين شش ماه هميار وليعصر(عج) مي‌باشند و وقتي حضرت مهدي(عج) به شهادت مي‌رسند، امام حسين ايشان را غسل داده و كفن مي‌كنند، نماز مي‌خوانند و در كربلا دفن مي‌كنند و مدت امامت امام حسين(عليه‌السلام) بسيار طولاني است كه در بعضي از روايات آمده است كه از مدت نبوت حضرت نوح، طولاني‌تر مي‌باشد. و بعد از رحلت امام حسين، اميرالمؤمنين و بعد امام حسن و بعد هم حضرت سجاد و بقية ائمه(عليهم‌السلام) به ترتيب رجعت مي‌كنند و مدت طولاني هر يك امامت مي‌نمايند.

 

 

رجعت با زبان دعا

در بسياري از دعاهاي كه به سند صحيح و يا مؤثق به ما رسيده عباراتي به چشم مي‌خورد كه صريحا رجعت را تأييد و از موارد مسلم دانسته است. مختصرا به چند نمونه اشاره مي‌كنيم.

1ـ دعاي عهد: از امام صادق(عليه‌السلام) نقل شده است كه هر كس چهل صبح اين دعا را بخواند، از ياران امام زمان(عج) قرار مي‌گيرد و اگر پيش از ظهور آن حضرت بميرد خداوند او را از قبر بيرون آورده و در خدمت آن حضرت حاضر مي‌شود. و حق تعالي به هر كلمه هزار حسنه براي وي عطا خواهد كرد و هزار گناه از وي را محو مي‌نمايد. در يكي از فرازهاي اين دعا چنين نقل شده:

«اللهم إن حال بيني و بينه الموت الذي جعلته علي عبادك حتما مقضيا فأخرجني من قبري مؤتزرا كفني شاهرا سيفي مجردا قناتي ملبيا دعوة الداعي في الحاضر و البادي»

2ـ در روز «دحو الارض» مستحب است دعاي مخصوص آن روز خوانده شود و در آن دعا اين جمله ذكر شده است:

«و ابعثنا في كرته حتي نكون في زمانه من أعوانه»[7]

 

3ـ در دعاي نماز عيد مي‌خوانيم:

«و أظهر بهم العدل و زين بطول بقائهمالارض»

«بار الهي! عدالت را به وسيلة ائمه ظاهر كن و زمين را با طول عمر حضرات مزين نما.»

نكتة جالبي كه در اين دعا مشاهده مي‌شود اينكه رجعت ائمه را مسلم و مفروغ‌عنه دنسته، لذا در مقام دعا براي طول عمر آنان برآمده است.

ربنا تقبل منا إنك انت السميع العليم

مشـهـد مقــدس

احمد رضـوي

29/3/82 ش

 

 

منابع

 

1ـ قرآن كريم.

2ـ مفردات الفاظ القرآن/ علامه راغب اصفهاني/ تحقيق صفوان عدنان داوودي.

3ـ التحقيق في كلمات القرآن الكريم/ استاد حسن مصطفوي.

4ـ رجعت/ محمد باقر مجلسي/ تصحيح ابوذر بيدار.

5ـ رجعت از ديدگاه عقل و نقل/ محمد رضا ضميري.

6ـ رجعت از ديدگاه عقل، قرآن، حديث/ استاد جعفر سبحاني.

7ـ شيعه و رجعت/ تأليف شيخ محمد رضا طبسي نجفي/ مترجم سيد محمد ميرشاه ولد/ نشر مركز انتشارات دارالنشر اسلام/ نوبت اول / 1376ش .

8ـ الايقاظ من الهجعة بالبرهان علي الرجعة/ شيخ محمد بن حسن حر عاملي (1104 هـ ق) / تصحيح سيد هاشم رسولي محلاتي/ مترجم احمد جنتي/ نشر انتشارات نويد/ 1362 هـ ش.

9ـ بحار الانوار الجامعة لدور اخبار الائمه الاطهار/ علامه شيخ محمد باقر مجلسي/ نشر دار احياء التراث العربي/ بيروت/ نوبت سوم / 1403 هـ ق.

10ـ تفسير نمونه/ استاد ناصر مكارم شيرازي/ نشر دار الكتب الاسلاميه/ نوبت اول/ 1353 ش.



[1] نساء/17 ، انعام/54 ، نحل/119

[2] بحار/53/42

[3] الايقاظ من الهجعة بالبرهان علي الرجعه /33

[4] الايقاظ/430

[5] بحار/53

[6] همان

[7] بحار/53/99